img
img
img
img
img

آیت‌الله محقق داماد: علم ربطی به اسلام و کفر ندارد

اطلاعات: «قم در زمان مرحوم آیت‌الله بروجردی واقعاً قمِ آکادمیک بود. قم یک شهر کاملا تحصیلی بود، نه شهر مقدس‌بازی و مقدس‌مآبی! هیچ طلبه‌ای در شب‌های هفته در حرم حضرت معصومه (س) دیده نمی‌شد. همه طلاب می‌بایست شب‌ها مشغول مطالعه مباحثی می‌شدند که صبح فراگرفته بودند.

آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق داماد در گفتگویی مفصل با ایسنا با اعلام این مطلب به اهمیت علوم حوزوی و پیچیدگی این علوم اشاره کرد و پیچیدگی این علوم را ناشی از پیچیدگی انسان دانست و از نظر او سؤالات علوم انسانی هنوز، پس از قرن‌ها به پاسخ نرسیده است.

بخش‌هایی از این گفت‌و‌گو:

وی افزود: تجربه این ۷۸سال زندگی‌ به من نشان می‌دهد که این علوم آخرش به تکنولوژی می‌رسد و بشر، اینگونه مسائل را طوری حل کرده که تکنولوژی در حال حاضر به چنان شتابی رسیده‌است که نمی‌شود جلوی این شتاب را گرفت. اما دانش الهیات به‌رغم سابقه چندین قرنه، هنوز اندر خم یک کوچه است! پیچیده‌ترین دانش‌ها، دانش علوم انسانی است و در میان علوم انسانی، دانش الهیات از همه پیچیده‌تر است. چرا؟ زیرا این دانش به پیچیدگی خود انسان است. انسان موجود بسیار پیچیده‌ای است، به عدد هر انسان، جهانی وجود دارد. جهان شما غیر از جهان دوست شما و جهان شما غیر از جهان من است.

محقق داماد تأکید کرد: ناآشنایی با الهیات به جهل دینی می‌انجامد و فهم نادرست دین «بن‌لادن‌»ها و «ابوبکر بغدادی‌»ها را به‌وجود می‌آورد که به نام دین خونریزی می‌کنند. بنابر این باید مدرسه‌های الهیات روز به روز متخصصان بیشتری تربیت کنند و افرادی که در رسانه‌های جمعی از دین صحبت می‌کنند، ترویج جهل نکنند.

وی در پاسخ به این پرسش که طرح این‌مسائل چه اثری دارد و چه مشکلی را از جامعه حل می‌کند؟ گفت: اگر ابوبکر بغدادی درست الهیات خوانده بود، هرگز مرتکب چنین جنایاتی نمی‌شد و اگر مردمی که به دنبالش راه افتادند الهیات را خوب می‌دانستند، تسلیم بی‌چون و چرای او نمی‌شدند. می‌بینید یک آدم دُگم که فهم درستی از دین ندارد، چه بلایی بر سر مردم می‌آورد. چقدر خونریزی در منطقه خاورمیانه در سایه نفهمیدن درست دین اتفاق افتاد. به نام دین این کارها صورت گرفت و اینها ناشی از ضعف الهیات است.

به جای معرفت، جهل ترویج نکنید

محقق داماد اضافه کرد: تجربه من این است که باز هم باید مدرسه‌های الهیات با استادان برجسته فرهیخته شروع به فعالیت کنند و طلاب باانگیزه و بااستعداد را آموزش دهند و متخصص الهیات روز به روز در کشور بیشتر شود. انتظار آن است که اگر کسی تریبونی به‌دست می‌آورد و به خود اجازه می‌دهد که در یک رسانه جمعی از دین سخن بگوید، باید از یک سابقه تحصیلاتی بسیار بالایی برخوردار باشد و به جای تزریق معرفت، ترویج جهل نکند.

این استاد حوزه و دانشگاه در پاسخ به این سؤال که چه شد که غرب توانست از تندروی‌ها گذر کند اما ما هنوز نتوانسته ایم، گفت: غرب آنچه ما الان در خاورمیانه تجربه می‌کنیم را در قرون وسطی تجربه کرده بود و واقعاً کلیسای خرافی را پشت سر گذاشته‌است. کتاب «جهل مقدس» را بخوانید. این کلمه جهل مقدس را از «جوردانو برونو» گرته گرفته‌ام. جوردانو برونو را می‌خواستند به جرم روشنگری آتش بزنند و بسوزانند، او را به چوب بسته بودند تا آتش بزنند. یک پیرزن عصازنان آمد و گفت من تکه‌ای چوب آورده‌ام تا در سوزاندن این ملحد شریک باشم. اینجا بود که برونو گفت: «نفرین بر این جهل مقدس!» در کتاب جهل مقدس نوشته‌ام که چه جنایت‌هایی در قرون وسطی به نام دین و مسیحیت انجام شد. کلیسا قدرت می‌خواست و برای توجیه قدرت خود به این خرافات متوسل می‌شد.

وی افزود: غرب این دوره را پشت سر گذاشته‌است. از آن به بعد هم در مدارس الهیات به نحو جدید، تحقیق را آزاد کردند، آزادانه تحقیق کردند و دخالت کلیسای خرافاتی را از قدرت جدا کردند. در برخی جوامع توانستند کاری کنند که اگر مردم دین‌دار هستند، از روی معرفت دین‌دار باشند و اگر بی‌دین هستند، از روی معرفت بی‌دین باشند. چون بی‌دین شدن متوقف بر معرفت دین است. در جوامع اسلامی نیز باید این کار صورت بگیرد و دین‌دار از روی معرفت، دین‌دار باشد و بی‌دین از روی معرفت، بی‌دین شود. نمی‌گویم که مردم بی‌دین شوند، اما مردم باید بفهمند که دین چیست و دلیل آن را از روی معرفت درک کند و از روی نادانی و تقلید از فلان فرد یا فلان برنامه، یا فلان رسانه بی‌دین نشوند.

گله مندی جوانان

رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم اضافه کرد: واقعیت این است که بعد از تشکیل جمهوری اسلامی، مناصب زیادی را هم‌لباس‌های من گرفتند. روحانیت این مناصب را گرفت ولی باید تصدیق و اعتراف کنیم که عده زیادی از متصدیان مُلبس به این لباس، در کار خود موفق نبودند. عدم موفقیت این قشر به نظر من به ضرر اسلام تمام شد و یک حالت گله‌مندی از اسلام ایجاد شد. به جای اینکه از شخص من و هم‌لباس‌های من گله‌مند شوند، یک اشتباه کردند و بدون معرفت، از اصل دین گله‌مند شدند.

یک علت دیگر هم این است که روحانیت می‌گفت این حرفی که من می‌زنم حرف خداست، این‌طور رفتار می‌کنم، حرف خداست و حرف دین است. مردمی که دچار فقر بودند، یک جمع و تفریق کردند و نتیجه گرفتند که پس دین برای من فقر خواسته است؛ دین برای ما عدم توسعه خواسته است. پس دین برای ما توسعه نمی‌آورد و از این جهت از دین اسلام گله‌مند شدند. درحالی که اگر موفق می‌شدیم توسعه را در کنار دین پیاده می‌کردیم، شاید هیچ‌وقت چنین حالتی برای این نسل پیش نمی‌آمد؛ البته این استدلال اشتباه است. دین باعث فقر نشده است؛ من (با رفتار و عملکرد اشتباهم) باعث این مسائل شده‌ام، نه دین اسلام ناب محمدی (ص).

محقق داماد تاکید کرد: امروز اگر خدای ناکرده در دانشگاه به نام دین، استاد را بیرون کنند؛ به نام دین، دانشجو را اخراج کنند؛ به نام دین، افراد بی‌سوادی را به نام استاد بر آن‌ها تحمیل کنند، نگاه نسل جوان به دین چه خواهد شد؟ من انتظارم از عزیزانم آن است که باید اهل تحلیل و تأمل باشید. اینها آثار بد دین نیست؛ کردار بد افراد، شما را از خدا دور نکند.

غالب شدن نگاه مهندسی

وی در مورد ناکارآمدی علوم انسانی و غالب شدن نگاه مهندسی در کشور گفت: من از جمله کسانی هستم که معتقدم رشته‌های مختلف علوم انسانی اکثراً جزو علوم به معنای خاص یا Scienceاست. روانشناسی علم است؛ جامعه‌شناسی علم است و روش علمی می‌خواهد. علم نه مسلمان است و نه کافر. شیمی نه مسلمان است و نه کافر. مثلاً این‌که فرمول شیمیایی آب از ترکیب H2Oحاصل می‌شود، به این معنی که هر یک از مولکول‌های آن حاوی یک اکسیژن و دو اتم هیدروژن است؛ نه مسلمان است و نه کافر! این علم است و ربطی به اسلام و کفر ندارد.

محقق داماد تاکید کرد: علم مدیریت هم یک علم است. ما کمبود مدیر داریم. حتی معتقدم رئیس بیمارستان هم نباید طبیب باشد، بلکه باید یک مدیر بیمارستانی برای این سمت انتخاب شود. در علم سیاست هم همین‌طور است. متاسفانه از زمان قبل انقلاب، از روزی که تمامی این پست‌ها را به مهندسان و پزشکان دادند، ضعیف‌ترین استعدادها به علوم انسانی رفتند. چون می‌دانستند که در آخر باید دبیر دبیرستان شوند و کاری دیگری به آن‌ها نمی‌دهند.

تراکم فروشی حرام است

محقق داماد درباره محیط زیست نیز گفت: عده‌ای خیال می‌کنند که مشکلات کشور به دلیل فقه است و فقه باعث بدبختی کشور است. بنده معتقدم که اصلاً اینطور نیست و عدم عمل به فقه باعث این مشکلات شده است. این وضعیت تقصیر امثال ماست. اگر می‌گفتیم که تراکم‌فروشی حرام است، شهرداری دیگر این کار را نمی‌کرد. حق افراد را پایمال می‌کنند وقتی مجوز چند طبقه اضافه را می‌دهند. این اتفاق از کی شروع شد؟ هوای من و شما را می‌فروشند؛ این کار حرام است. هوای شهر حق عموم مردم است به نظرمن تمامی مسئولین شهرداری که مرتکب این محرمات الهی شده اند بایستی روزی در محاکم شرعی محاکمه شوند.

در مورد جنگل‌ها…این‌ها همه احکام شرعی دارد. درمورد معادن همینطور. این‌طور نفت فروختن‌ها و اینجور انفال را از بین بردن؛ تمام این‌ها احکام شرعی خود را دارد. به نظر من یکی از جاهایی که دین می‌تواند کمک کند، حلال و حرامی است که در زمینه محیط زیست گفته است، درمورد انرژی گفته است، در مورد آب گفته است. مصرف مسرفانه آب حرام است، هرچند برای وضو باشد!

محقق داماد با اشاره به این که عده‌ای تصور می‌کنند که شریعت مهمتر از اخلاق است در صورتی که اشتباه می‌کنند، افزود: به نظر من نگاه ما به دین و رابطه‌اش با اخلاق باید تغییر کند. الان عده‌ای تصور می‌کنند که اخلاق چیز مهمی نیست و آن‌چه نیاز است، شریعت است. در حالی که هدف از شریعت، اخلاق است. چون پیغمبر فرمود «بعثت لأتمم مکارم الأخلاق» و عظمت پیامبر (ص) در قرآن خلق عظیم است. باید بدانیم آن‌چیزی که با آن می‌توان به بهشت رفت، اخلاق است و با صرف عمل به شریعت و مرتکب شدن اعمال خلاف اخلاق، کسی به بهشت نمی‌رود.

تنها راهی که ما داریم این است که نگاهمان را به اخلاق عوض کنیم. اخلاق یک دُکان در مقابل دین نیست و تمام شریعت باید در چارچوب اخلاق تفسیر شود. راه‌حل این است و باید (به سمت اخلاق) برگردیم. بنده یک کتاب الان در دست تالیف دارم و در آن همین کار را کرده‌ام که باید همه چیز را در چارچوب اخلاق بدانیم.

كلیدواژه‌های مطلب: برای این مطلب كلیدواژه‌ای تعریف نشده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترين مطالب اين بخش
  خیابان و میدان فردوسی تهران چطور شکل گرفت؟

تاریخ شکل‌گیری خیابان فردوسی به سال ۱۲۴۶ خورشیدی بازمی‌گردد، یعنی در بیستمین سال سلطنت ناصرالدین شاه، زمانی که با تخریب حصار صفوی تهران، شهر گسترش یافت و مرز شمالی تهران از خیابان‌های امیرکبیر و امام خمینی امروزی و میدان توپخانه تا خیابان انقلاب امروزی پیش رفت.

  رمانی که بعد از پنج دهه یک‌باره پرفروش شد

رمان «استونر» که هیچ قهرمان بزرگی نداشت و حادثه‌ی تکان‌دهنده‌ای در آن اتفاق نمی‌افتاد و درباره‌ی زندگی روزمره، شکست‌های درونی و خاموشی انسان بود.

  استعاره‌ای از قرنطینه جهانی

گفت‌وگو با هاروکی موراکامی درباره «شهر و دیوارهای نامطمئنش»

  امید کانت برای نجات عصر آشوب

پاسخ فیلسوف قرن هجدهم به مسائل امروز ما