img
img
img
img
img

سرابی به نام زردخوانی

ایمنا، از دیرباز یکی از دغدغه‌های فرهنگی کتاب دوستان کم‌رنگ شدن سهم کتاب از سبد فرهنگی مردم است در حالی که همواره سرانه مطالعه را به‌عنوان شاخصه‌ای در توسعه جوامع مطرح می‌کنند. توجه به مقوله کتاب‌خوانی و توسعه این فرهنگ بدون شک اگر از شعارزدگی فراتر نرود و ابعاد همه سو نگرانه به خود نگیرد راه به‌جایی نمی‌برد.

کتاب خوانی صرف را نمی‌توان نشان از فرهیختگی فرهنگی جامعه دانست بلکه نوع و موضوع کتاب یکی از فاکتورهای مهم در این ارزش گذاری است در واقع میزان استقبال افراد جامعه از کتاب با محتوای غیرزرد نشان دهنده این است که جامعه دچار زردخوانی نشده است، از طرفی یکی از اپلیکیشن‌های معروف کتاب و کتاب‌خوانی که یک برنامه کاربردی برای مطالعه کتاب به‌صورت الکترونیکی است و آمار نصب بالایی هم در کشور دارد، به‌تازگی فهرستی از کتاب‌های درخواستی مخاطب‌هایش را به ترتیب فراوانی با مردم به اشتراک گذاشته است.

بیشتر کتاب‌هایی که در حوزه روان‌شناسی درخواست شده، کتاب‌هایی مثل راز، قانون جذب و مشابه آن‌هاست. این مایه تعجب است که هنوز این کتاب‌ها طرفدار دارند! استقبال خوانندگان از کتاب‌های زرد روان‌شناسی نشان می‌دهد که هنوز تب تند متقاضی‌ها، دارد بازار عرضه را کنترل می‌کند و تا مخاطب دنبال چنین محتواهایی باشد، به‌طورقطع این کتاب‌ها چندین و چند بار دیگر تجدید چاپ خواهند شد. اما به‌راستی دلیل این زردخوانی در جامعه چیست؟

دلیل علاقه به زردخوانی

یکی از دکه‌های فروش مطبوعات و مجلات به ایمنا می‌گوید: مجلات با تیترها زرد بهتر از سایر مجلات تخصصی و روزنامه‌ها به فروش می‌رسد، من شاهد هستم روزنامه‌ای اگر در آن روز تیتر صفحه اولش، تیتر زرد باشد بهتر از سایر روزهایش به فروش می‌رسد و شاید به همین دلیل شده است که روزنامه‌ها و حتی بعضی از مجلات تخصصی بعضی تیترهای خود را زرد انتخاب می‌کنند.

وی می‌گوید: علت اینکه مردم علاقه‌مند به خوانش این‌گونه مطالب دارند، بخشی از آن به ریشه فرهنگی ما برمی‌گردد، متأسفانه کنجکاوی و زود قضاوت کردن همیشه در فرهنگ ما ایرانیان بوده است. جامعه ما همیشه علاقه‌مند بوده که سر از زندگی خصوصی یکدیگر دربیاورد، چه برسد این خبر مربوط به زندگی بازیگر سینما یا ورزشکار موردعلاقه‌اش باشد. هر چه فرد با خود تکرار کند که این‌ها اخبار زرد است و نباید به آن توجه کرد اما بااین‌حال چیزی از ته دلش تمایل دارد که بفهمد در خبر چه نکته‌ای به این شده است.

آسیب‌های جامعه زرد

یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی که به قول خودش چند سالی است یکی از صفحات فن پیج هنرمندان موردعلاقه‌اش را مدیریت می‌کند، درباره علل تمایل افراد به مطالعه مطالب زرد به ایمنا می‌گوید: تو علاقه داری فرد چه مطلب و اخباری را مطالعه کند؟، به نظر من هر کس آزاد است مطالب و اخبار موردعلاقه خود را مطالعه و پیگیری کند و دلیل اینکه بسیاری از افراد رو به مطالعه این‌گونه اخبار و مطالب می‌آورند بخاطر نبود دسترسی آسان طرفداران به هنرمندان و خوانندگان موردعلاقه خودشان است.

وی ادامه می‌دهد: در بسیاری از کشورهای جهان جدا از اینکه خواننده، بازیگر و غیره از طریق فضای مجازی ارتباط مستقیمی با طرفداران خودش دارد شاهد حضور او در مراسم و جشن‌های مردمی هستیم اما متأسفانه بازیگران و خوانندگان ما برای طرفدارانشان به‌اندازه‌ای دست‌نیافتنی شده‌اند که باعث عطش بیشتر افراد برای دانستن از زندگی شخصی و غیره آن‌ها هستیم.

ویژگی جامعه زردخوان

علی ۲۳ ساله نظر متفاوتی نسبت به بقیه دارد، وی دلیل این زردخوانی را نبود جایگزین‌های مناسب برای هیجانات افراد جامعه می‌داند، وی بابیان اینکه این‌گونه اخبار نوعی هیجان و احساس لذت را برای فرد به همراه دارد، به ایمنا می‌گوید: اگر در بین بحث‌های روزمره به‌ویژه نسل جوان و نوجوان دقت کنیم بحث سر همین اخبار و اتفاقات است و هر فردی از این اخبار اطلاع نداشته باشد در جمع خود به‌عنوان فرد بی‌اطلاع و بی‌سواد یاد می‌شود.

وی می‌افزاید: وقتی فرد در بین گروه همسال خودش یا حتی غیر همسال می‌بیند افراد او را از دانستن این اخبار تائید می‌کند، به‌طورقطع تمایل بیشتری برای دانستن این‌گونه اخبار و مطالب دارد به‌نوعی می‌توان گفت: این زردخوانی یک مشکل ریشه‌ای است، مشکلی که در آن جامعه‌محور گفتگویش مطالب زرد است.

تاریخچه زردخوانی

سید محمد الحسینی، جامعه‌شناس فرهنگی به ایمنا می‌گوید: زرد نویسی و زردخوانی در اواخر قرن نوزدهم و در دهه اول قرن بیستم در ایالات متحدة آمریکا شایع شد، وجه‌تسمیه واژه زرد به داستان‌های محبوب کودکان و نوجوانان که یکی از قهرمانان این داستان‌های پرطرفدار زرد نوشته می‌شد. پس شناخت و ترویج این تکنیک، کارکردهای اجتماعی و سیاسی وارد بهره‌گیری از این شیوه نگارش و تولید خبر و مخاطب در رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری شد.

وی می‌افزاید: در مواردی قابل‌توجه زردنویسی و زردخوانی باانگیزه‌های سیاسی همراه بوده است همچون برانگیختن جنگ آمریکا و اسپانیا بر سر کوبا در سال ۱۸۹۸، گزارشگری غیرعینی و سوگیرانه خبرنگاران در طول جنگ جهانی اول، گزارشگری جهت دار در جریان انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و غیره تاکنون این روش در حال اجرا است.

این جامعه‌شناس فرهنگی تصریح می‌کند: موضوعات زردنویسی، غالباً سینما، بازیگران، ورزش، ورزشکاران، حوادث، خشونت ازجمله موضوعات همیشگی رسانه‌های زرد و زرد نویسی هستند. بیشتر کارکرد محلی دارند درنتیجه سوژه‌های خود را از منطقه جغرافیایی خود انتخاب می‌کنند. البته به انواعی از زردنویسی سیاسی، زردنویسی اقتصادی، زرد نویسی فرهنگی، زردنویسی اجتماعی، زردنویسی هنری و غیره می‌توان اشاره کرد. زردنویسی مخاطبان ثابت و پایدار ندارد اما مخاطبانی انبوه و توده‌ای با طیف‌های متنوعی را همچون طیف سنی، طیف فکری، طیف احساسی، طیف فرهنگی، طیف اقتصادی و طیف هنری و غیره در برمی‌گیرد.

وی بابیان اینکه مکانیسم تأثیرگذاری زرد نویسی مانند ترویج شایعه در جامعه است، ادامه می‌دهد: در شایعه بایستی دو فاکتور اصلی وجود داشته باشد تا شایعه پخش شود. یک عامل اهمیت موضوع و دیگری ابهام در موضوع است. مکانیسم اثر زرد نویسی هم همین است. اهمیت پیشامد یا شخصی که مطرح‌شده و همچنین ضرورت وجود ابهامی که آن را فراگرفته است. به‌علاوه انگیزه‌های روانی مخاطبان، که سبب پذیرش و شنوایی نسبت به آن گردد. اول ابهام در موضوع و دوم اهمیت موضوع درست مثل پخش شایعه. رسانه‌های زرد فقط انبوهی از خوراک‌های بی‌مایه را برای فرد و مغز او مهیا می‌سازند. آن‌ها تولید فکر نمی‌کنند، و وارد شبکه‌های علت و معلولی در رخدادها و حوادث نمی‌شوند و فقط ماهرانه و با هیاهو خبرهای جنجالی تولید می‌کنند.

الحسینی ادامه می‌دهد: ترکیب خبر و نشریات زرد معمولاً با چاپ عکس‌های تحریک‌آمیز زنان، بدگویی یا شایعه‌پراکنی در مورد مشاهیر، جنجال‌سازی خبری، تکیه‌بر احساسات زودگذر و تب‌دار و داستان‌پردازی‌های عاطفی هیجانی همراه است. بنابراین از تاکتیک برجسته‌سازی و بااهمیت جلوه دادن با تیترهای بزرگ و جاذب است. زرد نویسی در همه انواع مسیرهای پخش را همچون: وبلاگ‌ها، تلویزیون‌های کابلی و ماهواره‌ای، رادیوها، روزنامه‌ها، مجلات، کتب جیبی، دیوارنویسی و غیره را دربرمی‌گیرد.

وی ادامه می‌دهد: اما هر زردنویسی هم موفق نیست. اینکه فقط موضوعی بااهمیت باشد و تشنگی مخاطب در جذب خبر و تحلیل کافی نیست اما لازم است. زردنویسی موفق زمان، مخاطب، محیط اثرگذار و فاکتورهای جنبی تسریع‌کننده و تهییج کننده را بکار می‌گیرد.به‌طورمعمول در جوامع و گروه‌های اجتماعی که شفافیت در اطلاع‌رسانی کمتر و آزادی‌های مدنی و اجتماعی کمتر است بیشتر رخ می‌دهد. مثلاً جامعه‌ای که در آن میزان اعتماد در سطوح و ابعاد مختلف دچار صدمه شده، مشکل اشتغال و بیکاری وجود دارد، می‌تواند محیط اجتماعی مناسبی برای زرد نویسی و به دنبال آن زردخوانی در حد و اندازه‌های مختلف شود.

این مدرس دانشگاه می‌دهد: اگرچه این نوع پخش و پردازش خبر در جوامع توسعه‌یافته هم پیدا می‌شود، اما با میزان کم‌تر بخاطر وجود قوانین و حقوق روزنامه‌نگاری و حقوق مخاطب، هم کمتر دروغ می‌گویند و هم اجازه پخش شایعه در آن‌ها کمتر است. زردخوانان و مخاطبان زردنویسان از منظر روان‌شناختی اجتماعی عمدتاً گروهای سنی، جنسی، صنفی، قومی، تحصیلی … که زمینه تهییجی و تحریکاتی بیشتری دارند، همچون جوانان بیش از بزرگ‌سالان، زنان بیش از مردان، گروه‌های قومی و اقلیتی بیش از گروه‌های غالب، اقشار کم برخوردار بیش از برخوردار، صنوف و مشاغل با دستمزد پایین بیش از صنوف قدرتمند و توانمند و غیره را مورد هدف قرار می‌دهند.

الحسینی با اشاره به آسیب‌های زرد نویسی و زردخوانی در جامعه اظهار می‌کند: نگاه‌داشتن مخاطب در سطح پایین شعور و آگاهی اجتماعی، آموزش نامناسب و…. آسیب از سوی این رسانه‌ها متوجه جوامع مخاطب آن‌هاست. معمولاً چون جوانان بیشترین مخاطبان زردنویسی هستند، اختلال تا افت شدید در نبوغ، نوآوری، ابتکار، تفکر عمیق و استیصال در نقش‌ها و تحلیل‌های اجتماعی را در پی دارد.

وی تصریح می‌کند: به روایت منتقدین زردنویسی و زردخوانی پیامد هولناک فرهنگی و اجتماعی را برای جامعه به همراه دارد که اگر به این منوال پیش برویم انتظار آینده نه‌چندان دور به غلبه قضاوت و داوری زرد به‌طور گسترده و هم گیر در سطح جامعه خواهیم داشت. واژه‌سازی عامیانه، لمپنیسم زبانی، بی‌هویتی فردی، گروهی و اجتماعی، انفعال اجتماعی، بی‌اعتمادی، ترویج تفکر سطحی‌نگر، آمادگی پذیرش تحریکات و تنش‌های اجتماعی و غیره بخشی از پیامدهای گسترش زرخوانی در جامعه است.

كلیدواژه‌های مطلب: برای این مطلب كلیدواژه‌ای تعریف نشده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترين مطالب اين بخش
  خیابان و میدان فردوسی تهران چطور شکل گرفت؟

تاریخ شکل‌گیری خیابان فردوسی به سال ۱۲۴۶ خورشیدی بازمی‌گردد، یعنی در بیستمین سال سلطنت ناصرالدین شاه، زمانی که با تخریب حصار صفوی تهران، شهر گسترش یافت و مرز شمالی تهران از خیابان‌های امیرکبیر و امام خمینی امروزی و میدان توپخانه تا خیابان انقلاب امروزی پیش رفت.

  رمانی که بعد از پنج دهه یک‌باره پرفروش شد

رمان «استونر» که هیچ قهرمان بزرگی نداشت و حادثه‌ی تکان‌دهنده‌ای در آن اتفاق نمی‌افتاد و درباره‌ی زندگی روزمره، شکست‌های درونی و خاموشی انسان بود.

  استعاره‌ای از قرنطینه جهانی

گفت‌وگو با هاروکی موراکامی درباره «شهر و دیوارهای نامطمئنش»

  امید کانت برای نجات عصر آشوب

پاسخ فیلسوف قرن هجدهم به مسائل امروز ما