پرسشی که هرسال مرکز فرهنگی شهر کتاب از مخاطبان خود در مورد بهترین کتابهایی که خواندهاند میکند موجب میشود تا در پایان هرسال کارنامه آثاری را که مطالعه کردهام فراهم کنم و از تنوع موضوع و فرم کتابهایی که خواندم شگفت زده شوم.
با توجه به اینکه چندسالی ست مشغول تصحیح متون کهن هستم بالطبع آثار فراوانی را در رابطه با موضوع پژوهشهایم مطالعه کردم که از بهترین آنها تصحیح دکتر شفیعی کدکنی از مقامات ضیاء الدین حاتمی و کتابهای روضة المریدین ابن یزدانیار، آینه جانان در شرح احوال شمسالدین دیلمی، و تصدیق المعارف شمس دیلمی است. این اقبال را داشتم که برخی آثار فریتز مایر این پژوهشگر ایرانشناس برجسته حوزه تصوف و عرفان را در سال جاری مطالعه کنم و از مقدمه عالمانه وی بر کتاب فوائح الجمال و فواتح الجلال نجم الدین کبری لذت ببرم. البته که متن مقدمه به آلمانی ست و ابزارهای ترجمه جدید به من در خواندن آن کمک کردند. این مقدمه یکی از سودمندترین آثار در حوزۀ تحقیقات حوزۀ تصوف و عرفان است که بیشک ترجمۀ آن به زبان فارسی ارزشمند است. از کتاب دیگر وی با عنوان سنگ بنای معارف اسلامی با ترجمه خوب خانم بایبوردی نیز استفاده کردم.
در طول سال گذشته کتابهای بسیاری را اعم از خطی، سنگی و چاپی در مورد نقشبندیه و کبرویه و بویژه مشایخ برجستۀ آن مطالعه کردم که نام بردن از آنها به تفصیل میانجامد و از حوصله خوانندگان این یادداشت بیرون است اما سفارش اکید من به دانشجویان و پژوهشگران جوان این است که هنگام ارجاع به منابع حتما متن اصلی را ببینند و به هیچ وجه به متن ترجمه شده اعتنا و اکتفا نکنند. تجربۀ اخیر من از خواندن چندین کتاب ترجمه از متون کهن عربی تأسف آور بود. من جمله کتاب تحفة البرره فی مسائل العشره مجدالدین بغدادی که خوشبختانه سال گذشته در بیروت منتشر شده است و خوانندگان را از مراجعه به ترجمه آن بی نیاز میکند.
کتاب میراث سیف الدین باخرزی که بهروز ایمانی منتشر کرده، نیز از جمله کتابهایی است که در حوزه مطالعات مشایخ کبرویه اهمیت دارد.
در حوزه ادبیات معاصر کتاب شاعران در جستجوی جایگاه دکتر مسعود جعفری از جمله بهترین آثاری بود که خواندم و از آن بسیار لذت بردم و خوشبختانه در زمرۀ آثار برتر کتاب سال هم قرار گرفت. این کتاب آنقدر روان و خوشخوان است که میتوان همچون رمان و داستان آن را پی گرفت و از خواندن آن که کتابی پژوهشی است خسته نشد.
کتاب ۱۳۴۸ سیامک مهاجری هم از جمله کتابهای خواندنی در مطالعه تاریخی ادبیات ایران است که با نگاهی تازه به جریانات ادبی ایران پیش از انقلاب نظر دارد.
کتاب برنامه کتاب فرانکلین در ایران نوشته مهدی گنجوی یکی از معدود کتابهایی است که در حوزه مطالعات بررسی کتابهای چاپ شده و نقد آنها منتشر میشود. نویسنده تلاش میکند تا ضمن بررسی دقیق سازوکار انتشارات فرانکلین به اهداف گردانندگان آن در سراسر دنیا بویژه ایران توجه کند و اهداف امپریالیستی آنها را برملا سازد.
به مناسبت مطالعهای که در مورد کتابهای چاپ سنگی داشتم بسیاری آثار را از نظر گذراندم و از آن میان کتاب تاریخ چاپ سنگی در ایران شچگلودا را از آثار دیگر بیشتر پسندیدم.
کتاب از سرگذشت نوشته علیرضا رعیت حسن آبادی که در مورد مراحل نگارش رساله دکتری وی است برایم بسیار جالب بود. نویسنده فضای عمومی گروه ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد را در کنار دغدغهها و مسائل دانشجویان به نمایش میگذارد. رابطۀ صمیمانه نویسنده با استادش دکتر محمود فتوحی میتواند برای تمامی استادان درس آموز باشد. نویسنده از خوش اقبالترین دانشجویان بوده که چنین فرصتی برای او فراهم شده است. خواندن کتاب را به تمامی دانشجویان و اساتید توصیه میکنم.
از دکتر فتوحی کتاب ایرانیان و رؤیای قرآن پارسی را خواندم و به مجموعه سخنرانیهای ایشان که در هشت جلسه در مورد این کتاب بود گوش دادم. خواندن این کتاب را به تمام علاقه مندان زبان فارسی سفارش میکنم.
تعدادی کتاب هم در حوزه نقد ادبی مطالعه کردم چون دیرش روایی از دکتر نامور مطلق و کتاب از نابهنگامی حیات تا سترونی خیال که کتابهای ارزشمندی در این حوزه هستند.
به مناسبتی کتاب چکامههای متنبی ترجمه استاد موسی اسوار را مطالعه کردم. با متنبی در دوران دانشجویی و در در کلاسهای استاد دکتر شهیدی آشنا شده بودم و اشعار وی همواره برایم جذاب بود. این بار منتخب اشعارش را به انتخاب ای. جی. اربری و با ترجمۀ عربی دان بزرگ استاد اسوار مطالعه کردم. مقدمه کتاب که به نثری روان و شیرین نوشته شده، روایتی از زندگی و شخصیت و معرفی اهمیت آثار این اشعرالشعرای عرب است.
اما سهم رمان در میان آثار مطالعاتی من بالاست و از لذتبخشترین ساعات زندگیام مطالعۀ رمان است. با رمانها در فضای تاریخ گذشته و فراسوی آینده سیر میکنم و در تاملات نویسندگان آنها جای پای زندگی خود و زندگیهای دیگر را میجویم. امسال هم چندین رمان مطالعه کردم که برخی از آنها را که بخاطر دارم مینویسم. از برخی نویسندگان ایرانی داستانهایی خواندم. رضا جولایی نویسنده محبوب من در حوزه رمان تاریخی است. تقریبا تمامی آثارش را خوانده و در برخی کلاسها یا نشستها نقد کردهام. آخرین رمان او یعنی حوض سلطان، پایان کار مغان در اواخر سال ۱۴۰۳ منتشر شد که من هم در آخرین روزهای سال آن را مطالعه کردم. رمان نشان کرده از بلقیس سلیمانی، نخل بی خدا از یاسر فراشاهینژاد از جمله آثار داستانی نویسندگان ایرانی بود که مطالعه کردم.
اما رمانی که بسیار پسندیدم و از خواندنش فراوان لذت بردم رمان می، شبهای ایزیس کوپیا، سیصد و یک شب در جهنم عصفوریه نوشته واسینی اعرج نویسندۀ نامدار الجزایری با ترجمه خوب دکتر شکوه حسینی بود. موضوع رمان داستان زندگی یکی از زنان شاعر و نویسنده جهان عرب به نام می زیاده (۱۸۸۶ – ۱۹۴۱ م.) است که با مطالعه تاریخی نویسنده و تخیل فعال وی همراه شده و اثری خواندنی پدید آورده است. این کتاب روشنگر بسیاری از حقایق زندگی زنی پیشرو و یکه تاز در میدان مردسالاری دورۀ خود است. خانم می زیاده از جمله زنانی است که تلاش کرده تا زنی آزاد و رها از قید و بندهای روزگار خود باشد. تلاشهایش برای برقراری مجامع ادبی، برای سرودن، برای گفتن و فراهم کردن فرصتهایی برای بودن، ستودنی است آن هم در جوامع عرب و حدود صد سال پیش از این. او از جمله زنانی است که برای تغییر جهان کوشش کرد. جهانی که بودن او در قامت یک زن را برنمیتابید. به دیوانگی متهم، و در جهنم عصفوریه محبوسش کردند تا تمامی اموال و هستی و هویت او را بربایند. اما او با مقاومت بی مانندی توانست تبهکاری و ستمشان را آشکار و جایگاه خود را به عنوان عروس ادب عرب تثبیت کند.
چه کتابهایی در سال ۱۴۰۳ خوانندگان را جذب کردند؟
چگونه قدم اول را برای خلق شخصیت اصلی داستانتان بردارید؟
نگاهی به آثار موسیقایی در باب بهار
پیشنهاد کتابخوانی سیدمهدی زرقانی
اگر فکر میکنید سانسور در آمریکا، پدیدهای مدرن و مربوط به سیاستورزیهای قرن بیستم است، باید نگاهتان را به گذشته ببرید.