img
img
img
img
img
فرزانه سکوتی

کتاب‌های سال اژدها

فرزانه سکوتی (نویسنده، مترجم)

کتاب‌هایی که خوانده‌ایم می‌شوند بخشی از خاطرات و تجربیات عاطفی ما؛ می‌شوند همسفر و همدقم ما. سال‌ها بعد می‌گوییم که وقتی هواپیما موشک خورد داشتم … را می‌خواندم، وقتی کرونا شد داشتم… را می‌خواندم، وقتی دلار نود تومان شد داشتم… را می‌خواندم، وقتی… وقتی… وقتی…

دیگر نمی‌فهمیم برای فرار از اتفاقات به کتاب پناه برده‌ایم یا چون در پناه کتاب بوده‌ایم دوام آورده‌ایم.

سالی که گذشت هم، مثل چند سال قبل‌تر، از سخت‌ترین‌های زندگی‌مان بود و ما هم‌چنان دوام آوردیم و هم‌چنان کتاب همسفر ما بود و همانی بود قرار است بزند روی شانه‌مان و بگوید «طاقت بیار رفیق!».

به رفقای سال ۱۴۰۳ فکر می‌کنم و اعتراف می‌کنم که کتاب خواندنم کم شده، دیگر خوره‌ی کتاب نیستم، نمی‌شود بود، به هزار دلیل. ولی کتاب انگار اعتیاد شیرینی است که نمی‌خواهی ترکت شود، عمد داری که معتادش بمانی.

یکی از بهترین‌هایی که امسال خواندم وقتی بدن نه می‌گوید نوشته‌ی گابور ماته بود. نگاه عمده‌ی این کتاب به مواردی است مانند توجه به بدن، مالکیت بر بدن و آگاهی از آن، فریاد تن به شکل بروز بیماری که بدن مثل پلاکاردی در اعتراض به نادیده گرفته شدن بالای سر می‌گیرد.

نکته‌ی جالب برای من این بود که ویدیوهایی از نویسنده‌ی کتاب در فضای مجازی دست به دست می‌شود. این شکل از آشنایی با نویسنده محصول جهان مجازی است و حساسیت بالایی از سمت خواننده طلب می‌کند. علی‌رغم فرمانروایی محتواهای زرد و شبه‌روانشناسی، و در این وانفسای وجود اطلاعات صحیح و قابل اعتماد، ویدیوهای این‌چنینی توانسته‌اند کلیدی به مخاطب ارائه کند برای گشودن دریچه‌ای رو به شناخت خود.

گابور ماته در کتابش ما را با تاریخچه‌ی زندگی افرادی آشنا می‌کند که به دلایل مختلف خود و تن خود را فراموش کرده یا نادیده گرفته‌اند و در ادامه نشان می‌دهد که بدن و روان خودش خودش را فراموش نمی‌کند و وجودش را به ما یادآوری می‌کند. گابور ماته بیماری‌ها را اعتراض بدن دانسته و آن را فراخوانی برای دیدن خود و دیدن تن خود می‌داند، انگار که نویسنده در کتابش زبان بدن بیماری‌ها را برای ما ترجمه می‌کند.

پیشنهاد می‌کنم که این کتاب را بخوانید و به آن فکر کنید. بدن می‌خواهد که صدایش را بشنویم و رابطه‌ی روان و تن را به رسمیت بشناسیم. این کتاب برای والدین و مربیانی که با کودکان سر و کار دارند هم مفید است چون بسیاری از مراقبین ناخواسته باعث ایجاد مشکلاتی در ارتباط کودک با بدن خودش می‌شوند که جبران کردن و درمان آن داستانی پیچیده دارد. علاج واقعه، به خدا، قبل از وقوع باید کرد.

هرم مازلو هیچ‌وقت از پیش چشمم کنار نمی‌رود. اگر پایه‌ای‌ترین نیاز بشر غذا و پوشاک و سقف است، این هر سه را تن ماست که تجربه می‌کند و اینها در مواجهه با تن است که موجودیت می‌گیرند. پس تن اساس زندگی است که اگر روان سالم و فرد سالم و در قدم‌های بعدی جامعه‌ی سالم می‌خواهیم باید که این تنٍ همیشه همراه و بی‌توقع را به یاد داشته باشیم.

کتاب بعدی زنان دیکتاتورها بود. عنوان کتاب بسیار جذاب بود و برایم حس سرک کشیدن در گوشه‌های تاریک و نادیده‌ی تاریخ را داشت. امسال بالاخره مجال خواندن آن فراهم شد. تمام دیکتاتورهای تاریخ زنی یا زنانی در کنار خود داشته‌اند و این تناقض نیازمند مطالعه است که چطور زن و روح زنانه که همیشه لطیف و صلح‌دوست و آرام تعریف می‌شود اما زنانی در کنار دیکتاتورها بوده‌اند که نه تنها از این خصلت‌ها بی‌بهره بوده‌اند بلکه نقش اساسی در تکوین نظام دیکتاتوری داشته‌اند.

جای جای این کتاب داستان‌هایی واقعی از حاشیه‌ی تاریخ را روایت می‌کند که به شدت بر اصل تاریخ اثر داشته است. کتاب شرح استحاله‌ی زنانی است که ابتدا رنگ و بویی زنانه داشته‌اند اما قرار گرفتن در سیستمی متفاوت آنها را بدل به موتورهای پرقدرتی برای پرورش دیکتاتوری کرده است. به خودم می‌گویم کاش این زنان، پیش از بدل شدن به زنانی که از آنها در کتاب می‌خوانیم، این فرصت را داشتند تا زنان دیکتاورها را بخوانند. چه کسی می‌داند که در این صورت تاریخ به کدام سو می‌رفت؟

و اما سومین کتاب که لحنی شیرین و داستانی دلنشین دارد، برای من گریز بود؛ گریزی از جهان خاکستری به کنجی سرسبز با صدای پرندگان و عطر زندگی؛ رستوران عشق نویافته. این کتاب داستان زنی‌ست که پس از جدایی از عشق زندگی‌اش در پی تسکین و التیام به زادگاهش باز می‌گردد و با کمک هنر آشپزی که از مادربزرگش به ارث برده زندگی جدیدی می‌سازد. رستوران کوچک حلزون جایی می‌شود برای پیوند با زندگی و با عشق از طریق تجربه‌ی خوردن غذا. جای‌‌جای قصه را می‌توان با نگاه یونگی تحلیل کرد و لذت برد. جغرافیای داستان که ژاپن است و گفتن از ترکیه و هند و ایران حس اگزوتیک داستان را تشدید می‌کند و زنی که بالای سر اجاق و قابلمه ایستاده انگار کیمیاگری باشد که به اکسیر حیات دست یافته، برای ما تبلور زندگی تازه‌ای می‌شود که قرار است ساخته شود. علاوه بر این شخصیت داستان تصمیم گرفته سخنی نگوید و فقط در جهان حضور داشته باشد و دست به عمل بزند. این عملگرایی آمیخته به سکوت شخصیت زن را رازآلود و پیش‌بینی ناپذیر می‌کند. امیدوارم در سال جدید این کتاب را بخوانید و همراه با شخصیت داستان که در پی ساختن و احیای خود است خودی تازه درونتان کشف کنید.

می‌گویند سه ماه دیگر ایلان ماسک نخستین انسان را به مریخ می‌فرستد. آرزو می‌کنم کتاب‌ها چنان نگاه عمیق و نکته‌سنجی به ما بدهند تا باورهای‌مان را نو کنیم و از زمینٍ وجودمان فراتر برویم و نخستین انسان زندگیٍ خود باشیم که بر مریخٍ جهان‌مان پا می‌گذاریم.

سال نو مبارک

مریخ زیر قدم‌هایتان!

كلیدواژه‌های مطلب: /

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترين مطالب اين بخش
  شاید همگی به هوموساکر بدل شده‌ایم

پیشنهاد کتاب‌خوانی رؤیا دستغیب

  بله، ممکن است!

پیشنهاد کتاب‌‌خوانی مریم نصراصفهانی

  از علم هرمنوتیک تا مامان و معنای زندگی

پیشنهاد کتاب‌خوانی شیما بحرینی

  روزگارمان با داستان‌ها نو می‌شود

پیشنهاد کتاب‌خوانی گیتی صفرزاده

  از شازده کوچولو تا پورداوود

پیشنهاد کتاب‌خوانی آناهید خزیر