هوموساکر، قدرت حاکم و حیات برهنه
جورجو آگامبن
ترجمهی مراد فرهادپور، صالح نجفی
نشر مرکز
هموساکر کتاب تامل برانگیزی ست که با بهره بردن از آثار کافکا و نظریههای فیلسوفهایی مانند ارسطو، کانت، هگل، فوکو، بنیامین، هایدگر، فروید، نانسی، اشمیت، آرنت، شولم و… نوشته شده است.
همانطور که در متن کتاب میخوانیم قهرمان اصلی، حیات برهنه است، یعنی همان هوموساکر (انسان مقدس). کسی که میتواند کشته شود ولی نمیتواند قربانی باشد. ما در اینجا با چگونگی در هم آمیختن حیات برهنه در قلمرو سیاسی روبرو میشویم که حامی پنهان نهاد قدرت حاکم است. قدرتی که بهنوعی در تلاش تولید این بدن زیست سیاست است. دموکراسی مدرن بیوقفه میکوشد حیات برهنه را به شیوهای از زندگی بدل سازد. این متن ما را با شکافهای عمیقی در حوزههای زبان، قانون، زیست سیاست و قدرت حاکم و… رودررو میکند. گسستهایی که وضعیت استثنایی را در درونش حمل میکند تا با فورانش به بیرون، قانون را به تعلیق دربیاورد و انسان را به مثابهی حیاتِ برهنه، در این گستره پدیدار کند. شگفتانگیزتر اینکه وضعیت استثنایی برساختهی قانونی است که در برابر هر آشوبی قد علم میکند. اما در اصل قانون قوت خود را از استثنا کسب میکند.
شولم میگوید: «شکل ناب قانون، در ورای محتوای خود پابرجا میماند- نوعی جاری بودن در عین نداشتن معنا». و همچنین باید به نکتهای که بنیامین بیان میکند توجه کنیم: «قاعده شدن وضعیت استثنایی حاکی از تحقق قانون و تمیز ناپذیر شدن آن از زندگی است که قانون باید بر آن حکم راند». امروزه ما بیشتر از هر زمان با این در هم تنیدگی قانون و وضعیت استثنایی روبروییم و با خواندن کتاب هوموساکر به این مهم پی میبریم که قانون و تصمیم حاکم است که به وضعیت استثنایی شکل میدهد. جا عوض کردن مدامِ قانون با وضعیت استثنائی، بیمعنایی و ابهام بنیادینش را پنهان میکند. اینکه نظام قدرتی مسلط میتواند به درون سوژهها و شکلهای متفاوت زندگی نفوذ کند تنها با کمک پیچیدهترین تکنیکهای سیاسی تحقق مییابد. قانون در هر حال بیرون از خودش است و همواره آن «من» که بیرون از قانون است اعلام میکند هیچچیز نباید بیرون از قانون باشد. در متن کتاب به این نکته اشاره میشود: «اقتدار اثبات میکند که برای خلق قانون نیازی به قانون ندارد… استثنا از قاعده جالبتر است. قاعده هیچچیزی را ثابت نمیکند، استثنا همهچیز را ثابت میکند، استثنا نه فقط قاعده را تأیید میکند، بلکه قاعده از آن حیث که قاعده است فقط از استثنا تغذیه میکند.»
این تناقضات آشکار در تمام حوزههای زندگی اجتماعی انسان به عنوان جانوری سیاسی گسست ایجاد کردهاند و به گسترده شدن مکانهای بین مرزی که سیال و پیشبینیناپذیرند یاری رساندهاند. مکانهایی که مدام در وضعیت استثنایی به سر میبرند جایی برای طردشدگانی هستند که به این فضاها رانده میشوند، مردمانی که چیزی جز حیات برهنه نیستند. ما در جایجای کتاب هوموساکر با پرسشهایی چنان چالشبرانگیز مواجه میشویم که هیچ راهی برایمان باقی نمیماند جز اینکه آنها را شکافته و با گذر از مفاهیم ایستا، با ابهامهایی که در اعماق این شکافهاست درگیر شویم. مانند این پارادوکس که در وضعیت استثنایی، تمیز نقض قانون از اجرای قانون ناممکن است. در عصر ما بسیار سعی شده وضعیتهای استثنایی بهتدریج بدل به قاعده شوند، اما حاصلش تنها شکلگیری اردوگاههای کار اجباری و گسترش بردهداری نوین بوده که انسان را به مثابه محصولی قابلمصرف جابهجا میکند. شاید به همین دلیل است که اشمیت نظام قدرتی را در قالب تصمیمی در مورد استثنا معرفی میکند. وضعیت استثنایی هیچگاه آشوب مقدم بر نظم نیست بلکه همان وضعیتی است که از تعلیق نظم ناشی میشود و حیرتزده میمانیم وقتی با این پارادوکس روبرو میشویم که همین نظم یا بهتر بگویم قانون است که برای جریان داشتنش در عین نداشتن معنا وضعیت استثنایی را میآفریند. همانطور که در حکایت «جلو قانون» کافکا میخوانیم. آنچه مرد روستایی را از عبور از در قانون بازمیدارد نه موانعی چون مقاومت دربان بلکه واقعیت این است که در از پیش باز است و قانون هیچ تجویزی در مورد آن نمیکند. همانطور که کاچاری با تأکید بیان میکند: قدرت قانون دقیقاً در محال بودن ورود به آنچه از پیش باز است نهفته، محال بودن رسیدن به جایی که آدمی از پیش آنجاست. مانند زبان که انسان در مقام موجودی ناطق همیشه از پیش و بدون وقوف واردش شده است. درنهایت ما در جهان مدرن و سیاستزدهای که تمام جنبههای زندگیمان را تحت تأثیر قرار داده است و در اطرافمان نیز مرزهای بیرون و درون و نظم و آشوبِ در آن هر چه بیشتر به تعلیق درمیآیند شاید همگی عملاً بدل به هوموساکر شدهایم.
پیشنهاد کتابخوانی رؤیا دستغیب
پیشنهاد کتابخوانی مریم نصراصفهانی
پیشنهاد کتابخوانی شیما بحرینی
پیشنهاد کتابخوانی آناهید خزیر
پیشنهاد کتابخوانی گیتی صفرزاده