img
img
img
img
img
نازنین جودت

سالی برای خواندن کتاب‌های کتابخانه

نازنین جودت (نویسنده، منتقد)

من مثل خیلی‌ها عادت دارم سال نو را با تصمیمات جدید شروع کنم. قبل از تحویل سال لیست هدف‌ها و کارهایم را در دفترچه‌ای می‌نویسم. این‌که دوست دارم چه تغییراتی در رفتارم بدهم، چه کارهایی را آغاز و چه کارهای نیمه‌تمامی را تمام کنم و البته که بخش زیادی از این تصمیمات مربوط به خواندن و نوشتن است.

سال گذشته تصمیم جدیدی گرفتم. کتاب نخوانده در کتاب‌خانه زیاد دارم و هر بار که چشمم بهشان می‌افتاد با خودم می‌گفتم، سال آینده می‌خوانمشان. قبلِ تمام شدن ۱۴۰۲ این قول را یادداشت کردم و امسال را به خواندن کتاب‌های نخوانده گذراندم که مهم‌ترین بخش این پروژه، خواندن شاهکار «در جستجوی زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست بود. رمان هفت جلدی‌ای که چندین سال است بهترین جای کتابخانه‌ام جا خوش کرده و هر سال خواندنش را به سال بعد و اصلاً به دوران بازنشستگی حواله می‌دادم. شاید امسال حس و حال بازنشستگی داشتم که بعد از تحویل سال جلد اولش را از کتابخانه درآوردم و گذاشتم روی میز کارم تا بخوانمش. البته که هفت جلدی سخت‌خوانی بود اما در نهایت تمامش کردم. در این که این اثر فاخر جای ویژه‌ای در ادبیات جهان دارد شکی نیست اما رمانی نیست که بشود به راحتی خواندنش را توصیه کرد. کسانی که مخاطب خاص ادبیات هستند و شیوه‌ی جریان سیال ذهن را دوست دارند، بی‌شک از خواندن این مجموعه لذت خواهند برد.

بعد از آن هفت جلد سراغ کتاب‌های نخوانده‌ی دیگر رفتم که خب، چند تایی‌ را به سختی و بی‌میل تمام کردم و مثل همیشه به عادت بدم پافشاری کردم و هیچ‌کدام را نصفه‌نیمه رها نکردم. یادم باشد در سال پیش رو یکی از تصمیمات جدیدم همین باشد که خودم را مجبور به تمام کردن کتابی که دوستش ندارم، نکنم. چند تایی هم کتاب خوب خواندم و حسابی لذت بردم. فکر کردم این لذت را با شما شریک شوم و اسامی کتاب‌هایی که دوستشان داشتم را برایتان بنویسم شاید شما هم خواندید و با من هم‌نظر شدید.

«در» اثر ماگدا سابو، ترجمه‌ی نصرالله مرادیانی، نشر بیدگل

«در» اولین کتابی بود که از ماگدا سابو خواندم. رمان داستان درست‌و‌درمانی دارد و اگر مخاطب خاص ادبیات داستانی هم نباشی از خواندنش لذت می‌بری. چیزی که باعث شد «در» برایم جایگاه ویژه‌ای پیدا کند، شخصیت‌سازی سابو بود. ماجرا از این قرار است که خانم نویسنده‌ای بعد از لغو ممنوع‌ از کار بودنش، تصمیم می‌گیرد نوشتن را از سر بگیرد. پس خانمی را برای انجام امور خانه استخدام می‌کند. به نظر می‌آید که داستان روایت زندگی خانم نویسنده است اما هر چه می‌گذرد داستان «امرس» خدمتکار پررنگ‌تر می‌شود و از جایی مخاطب پیگیر زندگی او می‌شود و خانم نویسنده به حاشیه‌ می‌رود. بعد از خواندن رمان «در» نام این زن را در لیست شخصیت‌های ماندگار ادبیات داستانی یادداشت کردم و ماگدا سابو برایم نویسنده‌ای شد که با علاقه به سراغ کتاب‌های دیگرش بروم. نویسنده‌ی مجارستانی که برای همین رمان چندین جایزه‌ی معتبر ادبی دریافت کرده.

«کلکسیونر» اثر جان فاولز، ترجمه‌ی پیمان خاکسار، نشر چشمه

سال‌ها پیش، همان وقت‌ها که فیلم‌های وی‌اچ‌اس با دوبله‌های ارزشمند قبل از انقلاب دست به دست می‌شد، «کلکسیونر» به کارگردانی ویلیام وایلر را چندین بار دیده بودم و جزو فیلم‌های محبوبم بود. به محض این‌که خبردار شدم، پیمان خاکسار این رمان را ترجمه کرده، خریدمش و گذاشتمش در کتابخانه تا در اولین فرصت بخوانم که امسال فرصتش فراهم شد. داستان مردی به شدت تنها که عاشق جمع‌آوری پروانه است و روزی به دختری جوان دل می‌بازد و تصمیم می‌گیرد دختر را بدزدد و او را در خانه‌ای که در حاشیه‌ی شهر دارد، محبوس کند به این امید که شاید دختر هم به او دل ببندد. رمانی تاثیرگذار که به اولین تریلر روانشناسانه‌ی مدرن شهرت دارد. داستانی که هم از زاویه دید مرد زندانبان روایت می‌شود و هم از زاویه دید زن زندانی و همین به مخاطب فرصت شناخت بیشتر شخصیت‌ها و نزدیک شدن به درونیاتشان را می‌دهد و البته پایانی که در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود. فاولز از نویسندگان مطرح در ادبیات انگلیس است و آثار پرفروش و قابل تأملی از خود به جای گذاشته.

«نازنین» اثر فیودور داستایفسکی، ترجمه‌ی یلدا بیدختی‌نژاد، نشر چشمه

داستانی از نویسنده‌ی شهیر روسی که در یک نشست خوانده می‌شود چون هم کم حجم است و هم آن‌قدر پرکشش که به مخاطب اجازه نمی‌دهد قبل از تمام شدن کتاب را زمین بگذارد. حکایت مرد امانت‌فروشی که زن جوانش را از دست داده و تا بردن جسد از خانه، فرصت دارد که زندگی کوتاهش با نازنین را مرور کند. مخاطب از خلال خاطرات مرد، او و همسر جوان تازه مرده‌اش را می‌شناسد. داستایفسکی نیازی به معرفی ندارد و وقتی خودش در مورد داستان «نازنین» می‌گوید که «داستان شگفتی است» جایی برای سخنی بیشتر باقی نمی‌گذارد. نویسنده در این اثر به ترکیب نهایی ایده‌های فلسفی‌اش رسیده و خبر خوب این‌که اقتباسی از این کتاب به نویسندگی مهدی یزدانی خرم و کارگردانی صابر ابر این روزها روی صحنه است.

«ایرانشهر» اثر محمدحسن شهسواری، نشر شهرستان ادب

همه جا گفته‌ام و نوشته‌ام که مهم‌ترین دلیل داستان‌نویس‌شدنم نوشتن از جنگ و خاطرات هشت سالی بود که پدرم جبهه بود و بی‌حضورش روزهای کودکی و نوجوانی‌ام گذشت. سال‌های سختی که باید ازشان نوشته شود تا به یادگار بماند برای نسل‌های بعدی و ثبت شود در تاریخ و ادبیات این کشور که چه بر همه‌مان گذشت. به سراغ ایرانشهر رفتم چون رمانی در باب جنگ بود و می‌دانستم که محمدحسن شهسواری در نوشتن از آن روزها موفق عمل کرده و همین طور هم بود. رمانی که به نظرم می‌توان با افتخار آن را رمان حماسی نامید. روایتی نفسگیر که به روزهای اول جنگ تا سقوط خرم‌شهر می‌پردازد. در سالی که گذشت دو جلد اول این کتاب را خواندم و جلد سوم را تازه دست گرفته‌ام. نویسنده در مصاحبه‌ای گفتند پنج جلد اول چاپ شده و جلد‌های دیگر مجوز نگرفته‌اند که جای بسی تاسف است. اما باید به آقای شهسواری عزیز دست‌مریزاد گفت که مصمم مشغول نوشتن هستند و حتی مجوز نگرفتن هم نتوانسته جلوی تلاش ایشان برای خلق رمانی ارزشمند و سندی ماندگار از روزهای جنگ را بگیرد. حتما خواندن سه جلد بعدی در سال جدید در برنامه‌ی خواندنم است. صمیمانه پیشنهاد می‌کنم اگر می‌خواهید از روزهای اول جنگ و حمله‌ی عراق و مواجهه‌ی مردم جنوب و نیروهای نظامی بدانید و با تمام وجود آن موقعیت‌ها را لمس کنید «ایرانشهر» را بخوانید.

«اسم شب، سیاهکل» نوشته‌ی انوش صالحی، انتشارات نگاه

اولین باری که در نوجوانی ترانه‌ی «جنگل» سروده‌ی ایرج جنتی عطایی را با صدای داریوش اقبالی شنیدم، درگیرش شدم. ترانه‌ای که بارها و بارها گوشش دادم. بعدترها جایی خواندم جنتی عطایی این ترانه را برای واقعه‌ی سیاهکل سروده. حمله‌ی مسلحانه‌ی سازمان چریک فدایی خلق ایران به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل. جسته گریخته از عملیات‌های چریک‌های فدایی خلق خوانده بودم اما در این کتاب همه چیز به توالی زمانی و با ذکر جزئیات نوشته شده، از آغاز شکل‌گیری جنبش چریک‌های فدایی خلق تا اسفند ۱۳۴۹. ناگفته نماند چنین کتاب‌هایی به دور از غرض و با نگاه بی‌طرفانه نوشته نمی‌شوند اما مخاطب آگاه امروز می‌تواند با تأمل و تحقیق بیشتر، راست و دروغ ماجرا را بفهمد و به اطلاعات درست برسد.

«داستان‌نویسی به مثابه شغل» اثر هاروکی موراکامی، ترجمه‌ی سید آیت حسینی، انتشارات پرنده

مخاطبان و علاقه‌مندان ادبیات داستانی موراکامی را خوب می‌شناسند و حتما یک یا چند تایی از رمان‌ها یا مجموعه داستان‌هایش را خوانده‌اند. موراکامی در این کتاب از نوشتن می‌گوید. توضیح می‌دهد که سوژه‌ها و فکرهای اولیه‌اش را از کجا و چگونه انتخاب می‌کند و بعدتر چطور به داستان تبدیل‌شان می‌کند. توضیح می‌دهد چگونه می‌شود داستان‌نویس شد و داستان‌نویس باقی ماند. موراکامی معتقد است داستان‌نویسی به یک معنا «بیان کردن خود» است و این را در طول کتاب شرح می‌دهد. «داستان‌نویسی به مثابه شغل» هم کتاب مفیدی برای داستان‌نویسان جوان است که در آغاز راه نوشتن هستند هم برای آنهایی که سال‌هاست می‌نویسند. کتاب راهنمایی که از خواندنش بسیار راضی هستم و با علاقه پیشنهادش می‌کنم.

كلیدواژه‌های مطلب: /

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترين مطالب اين بخش
  شاید همگی به هوموساکر بدل شده‌ایم

پیشنهاد کتاب‌خوانی رؤیا دستغیب

  بله، ممکن است!

پیشنهاد کتاب‌‌خوانی مریم نصراصفهانی

  از علم هرمنوتیک تا مامان و معنای زندگی

پیشنهاد کتاب‌خوانی شیما بحرینی

  روزگارمان با داستان‌ها نو می‌شود

پیشنهاد کتاب‌خوانی گیتی صفرزاده

  از شازده کوچولو تا پورداوود

پیشنهاد کتاب‌خوانی آناهید خزیر