img
img
img
img
img
ارسطو میرانی

همچنان داستایفسکی

ارسطو میرانی (مترجم، روان‌شناس)


اولین کتاب ارزشمندی که امسال خواندم مرگ الیویه بکای و داستان‌های دیگر، به قلم امیل زولا و با ترجمه خوب محمود گودرزی بود. مواجهه شخصیت اصلی داستان با اضطراب مرگ و پرسش دردناک ارزش زندگی‌اش از این داستان اثری عمیق و تکان دهنده ساخته است.

امسال از ادبیات فرانسه، به دلیل نوشتن مقاله‌ای، بر سن عقل سارتر نیز تمرکز داشتم. این رمان خواننده را به تاملات جدی درباره آزادی و تعهد ترغیب می‌کند.

اما به دلیل تمرکز نسبی‌ام بر تألیف کتاب «داستایفسکی: از اگزیستانسیالیسم تا روانکاوی» تعداد آثار داستایفسکی در فهرست کتاب‌هایی که خواندم بیشتر است. از میان آنها به این چند اثر اشاره می‌کنم:

ناشناس با ترجمه حمیدرضا آتش برآب، در نشر پارسه. به نظرم داستایفسکی در این رمان نیز، مثل یادداشت‌های زیرزمینی تحلیل روانشناسانه عمیقی از پدیده بین‌فردی تحقیر ارائه می‌دهد. طراحی شخصیت‌ها در برابر هم نیز بسیار هنرمندانه است. حسن دیگر این کتاب این است که مترجم تفسیرهایی نغز و روشنگری با ترجمه همرا کرده است.

نازنین با ترجمه یلدا بیدختی نژاد، روایت تکان دهنده مردی است کنار جسد همسر جوانش که ساعتی پیش خودکشی کرده است. این داستان نیز خواننده را به تامل درباره تجربه عشق و رفتار عاشقانه و رابطه آن با میل به تحقیر وا می‌دارد.

شب‌های روشن داستایفسکی با ترجمه‌های حمیدرضا آتش برآب و سروش حبیبی. داستایفسکی در این اثر زیبا به روانشناسی شخصیت خیالباف پرداخته و روایت خواندنی دیگری از عشق را نیز به خواننده پیشکش می‌کند.

اتفاق نیکوی امسال درباره داستایفسکی، انتشار ترجمه مجموعه داستان‌های کوتاهش به قلم عبدالمجید احمدی است. چند داستان از این مجموعه را نیز خواندنم که مجال نوشتن درباره‌شان نیست.

از ادبیات روسیه دو کتاب ارزشمند دیگر نیز خواندم:

یکی اتاق شماره ۶، آنتوان چخوف با ترجمه آبتین گلکار که درباره سلامت و بیماری روان بسیار تامل برانگیز است و خواندنش بر هر روانشناس و روانپزشکی واجب.

دیگری دختر سروان با ترجمه حمیدرضا آتش برآب. دختر سروان همچنان رمانی زنده است چون داستان تنش‌ها و تنگناهایِ زنده در روان آدمیان، در همه فرهنگ‌ها و دوران‌هاست.

با این همه به نظرم مهم‌ترین رخداد امسال در حوزه ادبیات روس انتشار سه ترجمه جدید از دکتر ژیواگو از زبان روسی، در فاصله زمانی اندک، توسط سه ناشر شاخص بود.

امسال دو زندگینامه جذاب نیز خواندم:

آنگاه که خود را یافتم، اروین یالوم، با ترجمه نازی اکبری. همه ما می‌توانیم یک تجربه مشترک لذت بخش با بزرگ‌ترین ذهن‌های جهان داشته باشیم:  لذت خواندن کتابهایی که آنها خوانده‌اند.  یالوم در این کتاب، علاوه بر توصیف خواندنی فراز و فرودهای زندگی‌اش، به زیبایی از تجربه خواندن ادبیات و رمانهای مورد علاقه‌اش نوشته است.

زندگی نامه دیگر، دکتر وینی‌کات در قاب زندگی‌نامه، به قلم برت کار و با ترجمه مهیار علینقی بود.

در حوزه اندیشه نیز باید از سه کتاب ارزشمندی که امسال خواندم یاد کنم:

انسان غیرعقلانی، ویلیام بارت.  کتابی دقیق و عمیق. برای مثال فصل مربوط به سارتر نقدی عالی بر انکار ناهشیار توسط سارتر در بردارد. ترجمه  الهام حسینی از کتاب نیز بسیار خوب است.

رایحه زمان نوشته بیونگ چول هان. این کتاب خیلی خوب که با ترجمه‌ی خیلی خوب فریده فرنودفرد منتشر شده است، به ما نشان می‌دهد چه حیف است  زندگی بدون حس رایحه زمان. 

درباره معنای زندگی، نوشته ویل دورانت، ترجمه شهاب‌الدین عباسی، خواندن این کتابِ بسیار خوب به آسانی فرصت اندیشیدن به یکی از پرسش‌های عمیق فلسفی را در اختیار ما قرار می‌دهد و اصلاً مهم نیست از چه میزان دانش و بینش فلسفی برخوردار هستیم.

كلیدواژه‌های مطلب: /

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترين مطالب اين بخش
  رمان، فلسفه و روانشناسی در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های سال

چه کتاب‌هایی در سال ۱۴۰۳ خوانندگان را جذب کردند؟

  زایش پروتاگونیست‌ در داستان‌نویسی

چگونه قدم اول را برای خلق شخصیت اصلی داستان‌تان بردارید؟

  شکوفیدن نغمه‌ها

نگاهی به آثار موسیقایی در باب بهار

  رمان‌هایی که قابلیت دراماتیک دارند

پیشنهاد کتاب‌خوانی سیدمهدی زرقانی

  نخستین کتابی که در آمریکا ممنوع شد

اگر فکر می‌کنید سانسور در آمریکا، پدیده‌ای مدرن و مربوط به سیاست‌ورزی‌های قرن بیستم است، باید نگاه‌تان را به گذشته ببرید.