هر داستانی از شاهنامه را، آن زمان که پوسته تُنُک و نهچندان ستبر و استوارش را از هم فروشکافیم، بیهیچ شک و گمانی به اسطوره خواهیم رسید؛ چراکه نامه شگرف شاهنامه، یکسره از اسطورهها وام ستانیده است. یک اسطورهشناس کارشناس و ویژه دان، هیچگاه در برخورد با متنی پهلوانی، چونان شاهنامه، فریفته رنگرنگی و فریبایی داستانها نمیشود و با ژرفنگری و نازک بینی، به درون داستانها راه میجوید و آنها را میگزارد. این جستار هم داستان سیاوش را فرومیشکافد، به ژرفای آن راه میبرد و در آن نهانیها، به اسطورهای زردشتی دست مییازد و دلیل ناسوزندگی آتش و نسوختن سیاوش را اسطوره شناسانه برمی رسد و کندوکاو میکند. بر پایه این جستار، اردیبهشت نماد مینویِ راستیِ اهورامزداست و آتش، نمود مادی اردیبهشت بر زمین. از دیگر سو، گوهر فرّه از آتش است و سیاوش نیز پادشاهی است فرهمند و از جنس آتش (نماد راستی)؛ و آتش هیچگاه آتش را نمیسوزاند.
مقالهی «رمزگشایی اسطوره شناختی از ناسوزندگی سیاوش بر بنیاد اسطوره های زردشتی» نوشتهی دکتر بهروز اتونی که در مجلهی ادبپژوهی گیلان منتشر شده است به تشریح این بنیانها پرداخته که در ذیل خواهد آمد:
اگر فکر میکنید سانسور در آمریکا، پدیدهای مدرن و مربوط به سیاستورزیهای قرن بیستم است، باید نگاهتان را به گذشته ببرید.
در چنین موقعیتی و چنین اجتماعی از تاریخ، بایستی در ستایش ناامیدی سخن گفت!
تنهایی تجربهای ذهنی و درونی است؛ احساس دردناک ناشی از فقدان یا ناکافی بودن روابط معنادار و صمیمی.
نحوه زیست اسلایسی در شبکههای اجتماعی، شادیهای ساختگی را به نمایش میگذارند.
مقالهی «دو مفهوم آزادی» آیزایا برلین به بررسی تعادل میان آزادی منفی (رهایی از مداخله) و آزادی مثبت (توانمندسازی) میپردازد.