img
img
img
img
img
 ارزان‌خورها

انزوای اجتماعی و زوال انسانی

 ارزان‌خورها

نشر افق:

معرفی کتاب:

او حتی می‌توانست تا آنجا پیش برود که بگوید ارزان‌خورها تمام این چهار یا پنج‌سال فقط منتظر بوده‌اند که او، کلر، وارد غذاخوری شود و آن جای خالی محفوظ مانده را اشغال کند، اما طبعاً مجبور بوده‌اند منتظر وقایع و اتفاقات مربوط به او و همچنین تغییرات این چهار یا پنج‌سال باشند تا او و آن‌ها برای پذیرفتن این واقعیت که او سر میز آن‌ها بنشیند آماده باشند. طبیعتاً ارزان‌خورها او را از همان اول کار در مقام پنجمین ارزان‌خور به رسمیت نمی‌شناخته‌اند و او باید به‌تدریج ثابت می‌کرده که ارزان‌خوری هم‌شأن آن‌هاست. جهان‌بینی توماس برنهارد بر محور «پوچی» است. ردپای پوچی را می‌توان هم در آثار تراژدی دید هم در کمدی، و برنهارد این دومی را برمی‌گزیند. باوجود این همواره کورسوی امیدی در آثار او دیده می‌شود. این کتاب، مانند دیگر آثار برنهارد، خواننده را به درون ذهنیتی پیچیده و گاه آزاردهنده می‌کشاند که مرز میان حقیقت و وسواس در آن محو می‌شوند.

کتاب ارزان‌خورها نوشتۀ توماس برنهارد، داستانی کوتاه اما سنگین است که به کاوش در ویرانی اجتماعی، یأس وجودی و حس بیگانگی عمیق در روان اتریشی‌های پس از جنگ می‌پردازد. برنهارد، که به دلیل نقدهای تند و گزنده‌اش از جامعۀ اتریش شهرت داشت، یکی از جسورترین صداها در ادبیات آلمانی‌زبان به‌شمار می‌آید و ارزان‌خورها بسیاری از درون‌مایه‌ها و ویژگی‌های سبکی او را در خود جای داده است. این داستان کوتاه، با طنز تلخ و زبان خاص و موزونش، به‌وضوح نقدی است بر ریاکاری، شکست نهادها و زوال روابط انسانی در جامعه‌ای که اخلاق خود را از دست داده است.

خلاصۀ داستان و فضاسازی

ارزان‌خورها به داستان کالر، یک بایگان سابق، می‌پردازد که در آپارتمانی نزدیک به یک پارک عمومی زندگی می‌کند، جایی که چهار پیرمرد، معروف به «ارزان‌خورها»، هر روز جمع می‌شوند و غذای ارزان‌قیمت می‌خورند. کالر که ابتدا از روی کنجکاوی و سپس از روی وسواس به آن‌ها توجه می‌کند، شروع به مشاهده و سپس دوستی با این افراد می‌کند؛ او مجذوب وجود آن‌ها و نمادهایی می‌شود که برای زندگی او و جامعۀ اطرافش به همراه دارند. داستان از دیدگاه راوی غیرقابل‌اعتمادی چون کالر روایت می‌شود که با توصیفات آمیخته به رنج‌های فکری و تحقیر نسبت به جامعه، پیچیدگی‌های درونی‌اش را بازگو می‌کند.

داستان در سالزبورگ، شهری که توماس برنهارد با آن پیوندی عمیق داشت، می‌گذرد، اما این شهر در داستان به‌عنوان یک منطقۀ دلگیر و ساکن به تصویر کشیده شده است، نه به‌عنوان مقصدی زیبا در آلپ. در واقع، فضای داستان به‌صورت کاراکتری مستقل عمل می‌کند که حال‌وهوای پوسیدگی و رکود جامعۀ اتریش را بازتاب می‌دهد؛ فضایی که نقدهای برنهارد نسبت به فرهنگ پس از جنگ اتریش را در خود جای داده است.

انزوای اجتماعی و زوال انسانی

در ارزان‌خورها، انزوا تجربه‌ای دوگانه است؛ هم بیرونی و هم درونی. کالر به‌شدت تنهاست؛ او در انزوا زندگی می‌کند و تنها به تماشای ارزان‌خورها  دل خوش می‌کند. برای برنهارد، این انزوا نشانه‌ای از جامعه‌ای است که به مردم خود پشت کرده و آن‌ها را در خلاء وجودی رها کرده است. پیرمردهای داستان، افراد سال‌خورده و تهیدستی که به حال خود رها شده‌اند، نمادی از آن دسته از افرادی هستند که در حاشیۀ جامعه قرار گرفته و از ناهنجاری‌هایی رنج می‌برند که توماس برنهارد در بطن جامعه اتریش می‌بیند. عادت روزانۀ آن‌ها به مصرف غذاهای ارزان، استعاره‌ای تند از جامعه‌ای است که به ابتدایی‌ترین و بی‌روح‌ترین شکل ممکن به زندگی می‌چسبد، بی‌هیچ امید یا معنای عمیق‌تری.

نشر افق با خرید حق انحصاری نشر اثر (کپی‌رایت) ناشر رسمی آثار توماس برنهارد در ایران و به زبان فارسی در سراسر جهان است. این کتاب با ترجمۀ درخشان محمد همتی از آلمانی به فارسی ترجمه شده است. همتی در سال ۱۳۹۶ برندۀ جایزۀ ابوالحسن نجفی برای ترجمه شد. این مترجم شناخته‌شده با جهانِ ذهنی توماس برنهارد آشنایی کامل دارد و با تکیه بر تسلطش بر زبان مبدا، تجربه‌ای درخشان از خوانش برنهارد برای خواننده به ارمغان آورده است.

كلیدواژه‌های مطلب: برای این مطلب كلیدواژه‌ای تعریف نشده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترين مطالب اين بخش
  داستان بلند سرسخت و داستان کوتاه کم‌بخت

این کتاب، یکی از آثار پرفروش ژاپن است.  

  شکری با شکایت

این کتاب از آن دست آثاری است که علاقمندان شعر معاصر فارسی چون به دستش بگیرند، تا تمامش نکنند، بر زمینش نمی‌نهند.

  توده‌ای‌ها کافکا نمی‌خواندند…

گفت‌وگوهای غیررسمی و صمیمی اغلب فرصت بازخوانی تاریخ‌اند و زاویه‌های دیگری از تاریخ را نشان می‌دهند که در روایت‌های رسمی کمتر دیده می‌شود.

  جایی برای از خود رانده شدن

«بیگانگی از خود» شایدمحوری‌ترین مؤلفه‌ا است که در آثار توماس برنهارد به چشم‌ می‌خورد.

  به موسم بهار سراغ ما را بگیرید

معرفی کتاب «چهار سرباز» نوشته‌ی اوبر مینگارللی