img
img
img
img
img
کسی نظرکردۀ آسمان نیست

از عشق و فناپذیری

نشر افق:

معرفی کتاب

دالانی بود که باریک و باریک‌تر می‌شد، بدون هیچ راه خروجی. نمی‌توانست از آن بگذرد. دیگران،‌ که وقت بیشتری داشتند، می‌توانستند. او نمی‌توانست. در عشق راه برگشتی وجود نداشت. هیچ‌وقت نمی‌شد دوباره شروع کرد. چیزی که اتفاق افتاده بود که در گوشت و خون باقی می‌ماند. کلرفای نمی‌توانست کنار او دیگر هیچ‌وقت مثل قبل شود. کنار هر زن دیگری می‌توانست، ولی کنار او نه. چیزی را که بین آن‌ها گذشته بود نمی‌شد به عقب برگرداند،‌ مثل زمان. هیچ ایثاری، هیچ اشتیاقی و هیچ حسن‌نیتی توان این کار را نداشت. این قانون غم‌انگیز و غیرقابل اغماضی بود. لیلیان آن را می‌شناخت،‌ برای همین می‌خواست برود. بقیهٔ زندگی‌اش تمام زندگی‌اش بود؛ در زندگی کلرفای فقط یک بخش خیلی کوچک بود. اریش ماریا رمارک در این عاشقانهٔ تلخ و شیرین قصهٔ دو آدمی را روایت می‌کند که روزها و روزگارشان با مرگ تنیده شده، اما قمار بزرگ آن‌ها زندگی است…

رمان کسی نظرکردۀ آسمان نیست، که برای اولین بار در سال ۱۹۶۱ منتشر شد، روایتی تأثیرگذار است که از آثار جنگ‌محور رمارک فاصله می‌گیرد و به تراژدی شخصی، اضطراب وجودی و نیروی شفابخش عشق می‌پردازد. این رمان که در پس‌زمینۀ اروپای پس از جنگ جهانی اول روایت می‌شود، داستان عشق تراژیک لیلیان، زنی جوان و مبتلا به بیماری لاعلاج، و کلرفایت، راننده حرفه‌ای مسابقات اتومبیل‌رانی، را به تصویر می‌کشد. این تضاد میان شادابی و شکنندگی، محور اصلی موضوعات گذرای زندگی و اجتناب‌ناپذیری مرگ را برجسته می‌کند.

اهمیت این کتاب در تصویرسازی ظریف آن از عشق به‌عنوان پناهگاه و درعین‌حال عذابی گریزناپذیر نهفته است. اریش ماریا رِمارک در این رمان، تسلط خود را در بازنمایی و بازنوازی حقایقی جهان‌شمول – گذر زمان، جست‌وجوی معنا و تنش ذاتی میان امید و ناامیدی – به رخ می‌کشد. مسیر شخصیت‌ها، درونیاتشان، رویارویی با ترس‌ها و تنهایی‌ها و البته تکنیک روایی نویسنده باعث می‌شود کتاب‌خوانان ارتباطی عمیق با شخصیت‌ها و داستان برقرار کنند. ارتباطی که پس از گذرِ دهه‌ها، هنوز زنده و مرتبط باقی مانده است.

خلاصۀ داستان کسی نظرکردۀ آسمان نیست

کسی نظرکردۀ آسمان نیست با ملاقات کلرفایت و لیلیان در آسایشگاهی در سوئیس آغاز می‌شود، جایی که لیلیان به دلیل ابتلا به بیماری سل تحت‌درمان است. برخلاف دیگر بیماران که به شرایط خود تن داده‌اند، لیلیان مشتاق آزادی و زندگی خارج از محدودیت‌های بیماری است. کلرفایت، که به مقاومت و زیبایی او جذب شده، او را به سفری دور سراسر اروپا می‌برد. ماجراجویی‌های آن‌ها – پر از شور و شادی‌های زودگذر – برای لیلیان و کلرفایت به مثابه پناهی از مرگ قریب‌الوقوع و افسردگی وجودی است.

این رابطه بی‌تنش نیست؛ به‌ویژه وقتی سایۀ مرگ سنگین‌تر و سیاه‌تر از پیش بر سرِ شخصیت‌های اصلی داستان می‌افتد. لیلیان، درحال فرار از قطعیت، و کلرفایت، روگردان از واقعیتی غریب‌الوقوع. شکنندگی روابط انسانی، تأثیر عشق بر واقع‌نگری و تمام چیزهایی که ما نه می‌توانیم پیش‌بینی کنیم و نه مهاری بر آن‌ها داریم.

با وخامت وضعیت جسمانی لیلیان، در پسِ هر صفحه، می‌دانیم که بحرانی درحال شکل‌گیری است. می‌دانیم که هر لحظه ممکن است ضربۀ نهایی زده شود، اما آنچه رِمارک را با دیگر نویسندگان متمایز می‌کند، نه در چیدمانِ رخدادها در روایت، بلکه در نگاه انسان‌مدارِ او و اشاره‌های هوشمندانه‌اش به بی‌ثباتیِ جهان و زندگی و انسان است.

موضوع‌ها و تحلیل

  1. فناپذیری و وجودگرایی: تصویرسازی رمارک از بیماری لیلیان و حرفۀ پرخطر کلرفایت به شکنندگی زندگی اشاره دارد. رمارک در این اثر به رویارویی افراد با قطعیت مرگ می‌پردازد، برخی از طریق انکار، برخی با بی‌پروایی یا جست‌وجوی شادی‌های زودگذر.
  2. نیروی شفابخش عشق: عشق برای لیلیان و کلرفایت هم پناهگاهی امن و هم عذابی گریزناپذیر است. رابطۀ آن‌ها، گرچه زودگذر، معنای عمیقی به زندگی‌شان می‌بخشد و باور رمارک به قدرت تحول‌آفرین عشق را نشان می‌دهد، حتی اگر موقت باشد.
  3. آزادی و محدودیت: تضاد میان شکنندگی جسمانی لیلیان و عطشِ او به آزادی، مبارزۀ بزرگ‌تر انسانی میان محدودیت‌ها (اجتماعی، جسمی یا وجودی) و میل به تعیین سرنوشت را منعکس می‌کند.
  4. سرخوردگی پس از جنگ: اگرچه این رمان به‌طور مستقیم به جنگ نمی‌پردازد، اما سرخوردگی نسلی که از جنگ آسیب دیده است، در آن منعکس می‌شود. بی‌تفاوتی کلرفایت و جست‌وجوی معنا در زندگی لیلیان با بحران وجودی فراگیر دوره پس از جنگ هم‌خوانی دارد.

سبک و تکنیک روایی

کسی نظرکردۀ آسمان نیست با شفافیت، شاعرانگی و عمق عاطفی‌اش شناخته می‌شود. توانایی او در بیان حقایق عمیق از طریق زبانی ساده اما تأثیرگذار در سراسر این رمان مشهود است. استفاده از دیالوگ به‌عنوان ابزاری روایی به روابط شخصیت‌ها صمیمیت می‌بخشد و توصیفات زنده از مناظر اروپا تضادی چشمگیر با موضوعات غم‌انگیز فناپذیری و فقدان ایجاد می‌کند.

میراث

گرچه کسی نظرکردۀ آسمان نیست به اندازۀ در جبهه غرب خبری نیست مورد تحسین جهانی قرار نگرفت، اما جایگاه مهمی در آثار اریش ماریا رمارک دارد. کاوش این رمان در عشق و فناپذیری با مخاطبانی در سراسر فرهنگ‌ها و نسل‌ها ارتباط برقرار می‌کند و به نگرانی‌های همیشگی انسانی می‌پردازد. اقتباس‌های سینمایی و نمایشی از این اثر نیز گواهی بر تأثیر پایدار آن است.

میراث رمارک به‌عنوان نویسنده‌ای که صدای کشمکش‌ها و آرزوهای نسل خود را بازتاب می‌دهد، غیرقابل‌انکار باقی می‌ماند. کسی نظرکردۀ آسمان نیست نمونه‌ای از توانایی او در تلفیق روایت‌های عمیقاً شخصی با موضوعات جهانی است و یادآوری تأثیرگذاری از زیبایی و گذرای زندگی.

معرفی اریش ماریا رمارک، نویسندهٔ کتاب کسی نظرکردۀ آسمان نیست

اریش ماریا رمارک (۱۹۷۰–۱۸۹۸) از برجسته‌ترین نویسندگان آلمانی قرن بیستم است که به دلیل کاوش‌های عمیق خود در ماهیت انسانی در میان جنگ و رنج شهرت دارد. رمارک بیشتر به‌خاطر رمان نمادین خود، در جبهۀ غرب خبری نیست (۱۹۲۹) شناخته می‌شود، اما دستاوردهای ادبی او فراتر از این اثر مهم ضدجنگ است. آثار او، که برخی شباهت‌هایی به زندگی‌نامه‌نویسی دارند، به موضوعاتی همچون عشق، فقدان، تبعید و پیامدهای روانی جنگ می‌پردازند. اریش ماریا رِمارک در میان مهم‌ترین صداهای اعتراض به سرخوردگی نسل‌های ابتدای قرن بیستم در اروپا قرار دارد.

كلیدواژه‌های مطلب: برای این مطلب كلیدواژه‌ای تعریف نشده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترين مطالب اين بخش
  داستان بلند سرسخت و داستان کوتاه کم‌بخت

این کتاب، یکی از آثار پرفروش ژاپن است.  

  شکری با شکایت

این کتاب از آن دست آثاری است که علاقمندان شعر معاصر فارسی چون به دستش بگیرند، تا تمامش نکنند، بر زمینش نمی‌نهند.

  توده‌ای‌ها کافکا نمی‌خواندند…

گفت‌وگوهای غیررسمی و صمیمی اغلب فرصت بازخوانی تاریخ‌اند و زاویه‌های دیگری از تاریخ را نشان می‌دهند که در روایت‌های رسمی کمتر دیده می‌شود.

  جایی برای از خود رانده شدن

«بیگانگی از خود» شایدمحوری‌ترین مؤلفه‌ا است که در آثار توماس برنهارد به چشم‌ می‌خورد.

  به موسم بهار سراغ ما را بگیرید

معرفی کتاب «چهار سرباز» نوشته‌ی اوبر مینگارللی