انصاف نیوز: احسان شاهقاسمی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه تهران، چند وقت پیش یادداشتی راجع به BTS [گروهی از خوانندگان پاپ کرهی جنوبی] و در مذمت طرفداری غیرمنطقی و حتی خشن نوجوانان از این گروه نوشت که با واکنشهای شدید و خشن نوجوانان حامی این گروه همراه بود. آقای شاهقاسمی این نوجوانان را به طرفداری و علاقهمندی به هنرمندان و دانشمندان دیگر دعوت میکند.
انصاف نیوز در گفتوگوی پیش رو از آقای شاهقاسمی دلیل این توصیهاش، شرح ماوقع حملههایی که به او شده و تحلیلی که از رفتار این نوجوانان دارد را پرسیده است.
انصاف نیوز: معیارهایی را که شما در این یادداشت زشت و ناپسند دانستهاید چه تعارضی با این امر دارند که BTS برای نوجوانهای ما جذاب باشند؟ در واقع اینکه ستارههای این گروهها به باور شما ظاهرشان نه مانند زنان است و نه مانند مردان و نه مانند بزرگسالان و نه کودکان چه منافاتی با این امر دارد که نوجوان ما طرفدار آنها باشند؟ و به طور کلی این محبوبیت یا علاقه چه پیامد منفیای میتواند داشته باشد؟
ببینید ما منتقد اجتماعی هستیم و دربارهی مسائل اجتماعی قضاوت میکنیم. وقتی شما منتقد فرهنگی یا اجتماعی هستید حتما یک ایدهآلی در نظر شما هست که در قیاس با آن میگویید هواداری BTS بد است.
هواداری از BTS بچههای ما را در جهت خلاف خوشبختی سوق میدهد. فرزندان ما که هوادار این گروه هستند میگویند BTS حال آنها را خوب میکند اما شما عملا خلاف این امر را میبینید. چیزی جز خشم، حملهی جمعی، فحاشی و… از اینها نمیبینید. این بچهها میگویند BTS آنها را از خودکشی نجات میدهد درحالیکه یکی از بالاترین آمارهای خودکشی را در کره و در بین خوانندگان KPOP میبینید. یک مثال دیگر از القائات بد این گروهها این است که شما برای اینکه آدم یا شهروند خوبی باشی باید صورت بینقص و بیخدشهای داشته باشید. به این ترتیب این هواداری منبع عدم اعتماد به نفس، نارضایتی، ناامنی روانی، آسیب زدن به اطرافیان، آزردگی و تحریکپذیری میشود.
بنابراین نه فقط من که بسیاری افراد دیگر که در کشور ما مدعی اندیشه هستند باید نسبت به این شرایط واکنش نشان بدهند. این وظیفهی امثال من است که پدیدههای اجتماعی را ببینیم، در مورد آنها قضاوت کنیم و قضاوتمان را با دیگران همخوان کنیم.
من که زورم نمیرسد که این بچهها را از BTS جدا کنم ولی به عنوان یک پدر و یک معلم واقعیت را به بچهها میگویم. چرا باید اینها اینقدر از گفتههای من خشمگین شوند؟! فقط یک دلیل میتواند داشته باشد و آن هم این است که این بچهها خودشان هم در اعماق قلبشان با من همعقیدهاند. من صرفا به اینها فقط یک تلنگر میزنم اما اینها به جای اینکه بیشتر فکر کنند خشمشان را سر من خالی میکنند.
انصاف نیوز: البته یک بخشی از این واکنشها هیجانات مختص سن آنها و نوجوانی است.
بله این کاملا طبیعی است. شیوهی سالم این است که هیجان نوجوانی برای ساخت آیندهی این نوجوانان استفاده شود. مثلا در رقابت برای کسب نمرهی بهتر باید این هیجان یا دستکم بخشی از آن استفاده شود اما عملا درس مسئلهی اصلی بچههای ما نیست و گوشیها و سرگرمی مغز بچههای ما را خورده و آنها را خرفت کرده است.
خیلی ساده میپرسند «اگر BTS را نپرستیم پس چه کسی را بپرستیم؟» (تلخندی میزند) یعنی چه؟! یعنی اگر ما BTS را نپرستیدیم حتما باید کسی باشد که او را بپرستیم؟!
انصاف نیوز: به هر حال همانطور که خودتان هم اشاره کردید احتمالا این شرایط به دلیل خلائی است که ما برای این بچهها ایجاد کردهایم.
ببینید هم ما خلاء ایجاد کردهایم؛ هم دولت ایجاد کرده است؛ هم آموزش و پرورش و هم فرهنگ پدرو مادرها غلط است اما حرف من اینجاست که در این شرایط فقط خود این بچهها هستند که میتوانند به خودشان کمک کنند. این یک اصل اساسی در روانشناسی و مشاوره است. به فرض که تمام این خلاءها وجود دارند شما یک بار زندگی میکنید خودتان چه نقشی در نجات خود داشتهاید؟! با این استدلالها فقط به پاسخ «هیچی» میرسید. BTS شما را نجات میدهد؟! خودتان باید فعالیت کنید؛ دنبالهروی این و آن، BTS یا شاهقاسمی نباشید. شما هستید که زندگی میکنید و عواقب کارهایتان را میبینید.
این قبیل فکرها که این بچهها دارند و مثلا میگویند که ما نتوانستیم مدرسهی غیرانتفاعی برویم ولی BTS ما را نجات داد خب این حرفها عاقلانه نیست. ما فقط یکبار زندگی میکنیم و وظیفه داریم همان یک بار را هرچه شکوهمندتر بگذرانیم. اگر امکانات نیست برای هیچکس نیست؛ هیچکس ایدهآلی که میخواهد را در اختیار ندارد باید تلاش کنیم که کمبودهایمان را جبران کنیم. این همان چیزی است که کسی به بچههای ما نمیگوید، ولی من میگویم. من میگویم پسر من، دختر من خودت به فکر خودت باش؛ از کاستیها نگو. بله، این مشکلات وجود دارند ما که زورمان نمیرسد مثلا پدر و مادرمان را عوض کنیم. تلاش کن و خودت را نجات بده در این سنی که میتوانی.
اگر BTS علاقهای هم به شما دارد از سر درآمدی است که عایدش میشود. میگویند ما تحت همین عنوان BTS کار خیر کردهایم و ۱۵ میلیون پول برای بیماران نیازمند جمع کردهایم خب مگر BTS کمک مالیای به شما کرده است؟! یک نمونه مثال بزنید که این گروه خودش چنین کاری کرده باشد. BTS اینها را تشویق میکند که برای فلان کار پول جمع کنند بعد خودش نقشی در آن ندارد و دانشآموزی که کرایهی تاکسیاش را شاید نداشته باشد در این کار سهیم میشود. این گروهها توجه شما را به پول تبدیل میکنند. بچههای عزیز ما اینجا مستخدمین بیجیر و مواجب آنها شدهاند. چند سال دیگر که از این دوران سنی عبور کنند خودشان به این کارهایشان خواهند خندید اما فرصت این دوران دیگر به آنها بازنخواهد گشت.
انصاف نیوز: در یادداشتتان به حملات مجازیای که از سوی این نوجوانان حامی BTS متوجه شما شده بود هم اشاره کردید. اگر بخواهید به چشم یک مصلح به آن حملات نگاه کنید چه تفصیری دارید؟ آیا منطقی در این رفتار نوجوانان دیدید یا منطقی در این غیرت و حمایت شدیدی که از این گروه دارند دیدید؟
منطقی وجود ندارد. شما وقتی منطق دارید نیازی به حمله ندارید. شاید منطقی هم این نوع حمایت داشته باشد ولی این منطق برای این بچهها نیست بلکه برای BTS است.
BTS چیزی را ارائه میکند که در زندگی این بچهها نیست یعنی به آنها میگوید شما از دینهای رسمی کنده شدهاید اما نیازتان به دین برطرف نشده است پس بیایید من را بپرستید. من (BTS) هم نیازهای دینی شما را برطرف میکنم و هم نیازهای دنیوی شما را، یعنی هم شیکم؛ هم رقاصم؛ هم آوازهخوانم و هم بُتَم!
در راستای همین خداگونه بودن این گروه برای این بچهها نکتهی جالب توجه این است که این حمایت حالت همهگیری دارد، یعنی شما وقتی BTSای هستید باید سایرین را هم BTSای کنید. BTS یک خود دیگری مثل دینهای رسمی ایجاد میکند همانطور که داعشی میگوید شما یا مسلمان داعشی هستی یا مسلمان کافری و اگر کافر شدی هر کار غیراخلاقی علیه شما رواست و بلکه ثواب دارد؛ مثلا شما اگر ایزدی هستی ثواب این است که زنهایتان را به بردهی جنسی تبدیل کنند و مردهایتان را هم بکشند. BTS هم دنیا را به دو دستهی army(ارتش حامیان) و hater(متنفر، دشمن) تقسیم میکند. اگر شما hater باشید هر کار غیراخلاقیای علیه شما مجاز است از جمله حمله کردن، فحاشی کردن، تهدید به قتل و… . بعد از آن یادداشت من بیشتر از هزار پیام تهدید به قتل داشتم.
دلیل این همه فوران خشم این است که این بچهها هم در اعماق ذهن و قلبشان با من موافقند اما این تنها چیزی است که دارند بنابراین خود را توجیه میکنند. اگر کسی جرئت کند، از این حریم گذر کند و سراغ آن مجموعهی تناقضات این بچهها برود این کار بینهایت اینبچهها را خشمگین ساخته است.
انصاف نیوز: اگر این تناقضات را به روی این بچهها نیاوریم و در مکالمه با آنها همراهی کنیم متوجه میشویم این نوجوانها از رقص یا رنگهایی که این گروه به کار میبرند یا مدل لباس پوشیدن آنها خوششان میآید و دیگر مثالهایی که خودتان هم اشاره کردید خب چه اشکالی دارد یک نوجوان از چنین مواردی خوشَش بیاید؟
نه تنها اشکالی ندارد بلکه خیلی هم خوب میتواند باشد مشکل من با این قسمت از ماجراست که اینها BTS را میپرستند. فرض کنید شما طرفدار داریوش باشید اگر کسی بیاید ایرادی به داریوش وارد کند شما پاسخ او را نمیدهید اما اگر پرستندهی داریوش باشد شرایط فرق میکند. مشکل من این است که BTS نوجوانان ما را به پرستنده تبدیل کرده است. موسیقی BTS هیچ فضیلتی ندارد. در اینکه بچهها خوششان میآید مشکلی نیست مسئله پرستش BTS است.
تاریخ شکلگیری خیابان فردوسی به سال ۱۲۴۶ خورشیدی بازمیگردد، یعنی در بیستمین سال سلطنت ناصرالدین شاه، زمانی که با تخریب حصار صفوی تهران، شهر گسترش یافت و مرز شمالی تهران از خیابانهای امیرکبیر و امام خمینی امروزی و میدان توپخانه تا خیابان انقلاب امروزی پیش رفت.
گفتوگو با رویا دستغیب
رمان «استونر» که هیچ قهرمان بزرگی نداشت و حادثهی تکاندهندهای در آن اتفاق نمیافتاد و دربارهی زندگی روزمره، شکستهای درونی و خاموشی انسان بود.
گفتوگو با هاروکی موراکامی درباره «شهر و دیوارهای نامطمئنش»
پاسخ فیلسوف قرن هجدهم به مسائل امروز ما