img
img
img
img
img
شمس لنگرودی

روایت شمس از حافظ

دنیای اقتصاد: محمد شمس لنگرودی، شاعر و پژوهشگر مطرح که اخیرا تصحیح او از دیوان حافظ منتشر شده، درباره دیگر کتاب جدید خود «درک من از درک حافظ و زیبایی‌شناسی او» نکاتی را مطرح کرد. شمس لنگرودی گفت: تصورم این است که درک من از درک حافظ و زیبایی‌شناسی او با دوستان دیگر کمی و شاید خیلی فرق داشته باشد؛ حدودا ۵۰ سال است که حافظ می‌خوانم و در شعرش دقیق می‌شوم و حدود ۳۰سال است که روی شعر حافظ کار می‌کنم.

 او افزود: مطمئن نیستم که حافظ عارف بوده یا نه. به‌نظرم مهم‌ترین مساله و مشغله حافظ، «شعر» بوده است. این درک را به‌مرور در یک کتاب مفصل‌ به نام «درک من از درک حافظ و  زیبایی‌شناسی او» نوشته و در حال آماده‌سازی برای چاپ است.

 شمس گفت: انتشار این کتاب، برای من مساله حساسی است؛ می‌خواهم دقت بیشتری بر آن داشته باشم و به‌گونه‌ای نباشد که بعدا بگویم خوب می‌شد به این نکته بیشتر توجه می‌کردم. مرتب دارم کتاب را مرور می‌کنم، گاه جایی چیزی اضافه می‌کنم و گاه چیزی را کم. این روزها بیشتر بر تاریخ تصوف تمرکز می‌کنم و عرفان را بیشتر  نگاه می‌کنم تا ببینم چه جنبه‌هایی از عرفان روی حافظ تاثیر داشته است.  اینکه چه جنبه‌های فکری و زیبایی‌شناختی بر شعر حافظ تاثیر داشته، مهم است. اگر بعدا به‌ نظر خودم رسید که‌ کتاب آمادگی کامل برای چاپ دارد، منتشرش می‌کنم.

او با اشاره به اینکه این کتاب در حدود ۵۰۰ صفحه خواهد بود گفت: می‌خواهم کتابی که منتشر می‌شود، کتابی باشد که به دل خود من بنشیند و بگویم همینی بود که می‌خواستم درباره درکم از درک حافظ بنویسم.

این شاعر  و منتقد ادبی توضیح داد: در این کتاب به این نکته پرداخته‌ام که «چرا حافظ شاعر عجیبی است؟»؛ یک نکته این است هر شعری که تمام شاعران پیش و بعد از حافظ می‌گفتند درباره یک موضوع بود، مثلا اگر درباره عرفان شعر می‌گفتند، فقط درباره عرفان بود، اگر شعر مدح بود، از ابتدا تا انتها مدح بود. اما شعر حافظ این‌طور نیست. در یک غزل حافظ، بیت‌ها الزاما به هم مربوط نیستند، یک بیت عرفانی است، یک بیت طنز است و بیت دیگر نیست‌انگارانه است. فقط حافظ توانسته این کار را انجام  دهد؛ اما به‌رغم تفاوت‌ها در هر بیت، شاهد یک‌دستی هم در غزلش هستیم. جذابیت و رمزآمیز بودن حافظ به همین دلیل است.

شمس لنگرودی گفت: برای من کتاب حافظ، فقط کتاب نیست بلکه یک‌ جور زندگی کردن با خودم از طریق حافظ  است. شاید این‌طور بگویم بهتر باشد زیرا هربار که کتاب حافظ را باز می‌کنم، نکته جذابی در آن می‌بینم، هردفعه که این کتاب را باز می‌کنم شعرها بر من اثر عاطفی قوی‌ای می‌گذارد؛ بنابراین دارم با آن زندگی می‌کنم و نمی‌دانم کی‌ تمام می‌شود. البته این را هم بگویم هرروز روی این کتاب کار نمی‌کنم. هیچ‌گاه روی هیچ ‌کاری متمرکز نمی‌شوم. دو سه‌ ماه است سراغش نرفته‌ام، هرگاه خلوتی پیدا کنم و تمرکز دیگری روی آن‌ بگذارم فکر کنم سه‌ چهار ماه دیگر تمام شود.

او در پیش‌سخن این تصحیح نوشته است: «نکته اصلی سخنم در کتاب «درک من از درک حافظ و زیبایی‌شناسی او» این است که استفاده حافظ از تعابیر و تفاسیر و لحن و زبان و واژه‌های عرفانی الزاما دلیل بر عارف بودن نیست. مشغله حافظ شعر است و همه امور از جمله عرفان برای او محمل و امکانی برای از قوه به فعل درآوردن شعر است. اعتبار حافظ، استعاری کردن همه امور در شگردهای نبوغ‌آسای زبان است.»

كلیدواژه‌های مطلب: برای این مطلب كلیدواژه‌ای تعریف نشده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترين مطالب اين بخش
  خیابان و میدان فردوسی تهران چطور شکل گرفت؟

تاریخ شکل‌گیری خیابان فردوسی به سال ۱۲۴۶ خورشیدی بازمی‌گردد، یعنی در بیستمین سال سلطنت ناصرالدین شاه، زمانی که با تخریب حصار صفوی تهران، شهر گسترش یافت و مرز شمالی تهران از خیابان‌های امیرکبیر و امام خمینی امروزی و میدان توپخانه تا خیابان انقلاب امروزی پیش رفت.

  رمانی که بعد از پنج دهه یک‌باره پرفروش شد

رمان «استونر» که هیچ قهرمان بزرگی نداشت و حادثه‌ی تکان‌دهنده‌ای در آن اتفاق نمی‌افتاد و درباره‌ی زندگی روزمره، شکست‌های درونی و خاموشی انسان بود.

  استعاره‌ای از قرنطینه جهانی

گفت‌وگو با هاروکی موراکامی درباره «شهر و دیوارهای نامطمئنش»

  امید کانت برای نجات عصر آشوب

پاسخ فیلسوف قرن هجدهم به مسائل امروز ما