نگاهی به کتاب «عکاسی و فلسفه»
شرق: «عکاسی و فلسفه» با عنوان فرعی «مقالاتی در باب ماهیت تصویر عکاسی»، عنوان کتابی است که مدتی پیش با ترجمه مهدی امیرخانلو در نشر هنوز منتشر شد. این کتاب توسط گروهی از نویسندگان نوشته شده و اسکات والدن گردآوردنده و ویراستار آن است. کتاب آنطورکه از عناوین اصلی و فرعیاش برمیآید، حول این مسئله شکل گرفته که پس از امکان دستکاری دیجیتال در تصاویر عکاسی، اکنون چگونه میتوان از صداقت و عینیت عکس و شأن استنادی آن سخن گفت؟
میتوان گفت که یکی از اصلیترین مسائل در عصر عکاسی دیجیتال، وقتی بخواهیم از منظر فلسفه هنر در باب عکاسی صحبت کنیم، مسئله مخدوششدن واقعیت و حقیقت در عکسهای دیجیتال است. مقالات کتاب «عکاسی و فلسفه» از منظرها و وجوه گوناگون از همین مسئله سخن میگویند. درواقع در این کتاب این پرسش مطرح میشود که عکاسی در عصر دیجیتال چقدر میتواند ارزش اسنادی داشته باشد؟ از طرفی در عصر کنونی عکاسی دیگر فقط وسیلهای برای ثبت واقعیت نیست، بلکه نوعی از هنر است. از این حیث عکاسی در کنار نقاشی و سینما قرار میگیرد. با این حساب نسبت میان عکاسی و دیگر هنرهای بصری و تصویری چیست و اگر عکاسی را هنر در نظر بگیریم، چه مرزی میان عکاسی، سینما، نقاشی و انواع هنرهای بصری و شیوههای بازنمایی تصویری وجود دارد؟ کتاب «عکاسی و فلسفه»، با بحث در باب ماهیت عکاسی و شیوه بازنمایی تصویر در عکس، عرصهای برای اندیشیدن به این موضوع نیز میگشاید.
کتاب «عکاسی و فلسفه» از مقدمه اسکات والدن، ویراستار و گردآورنده مقالات این کتاب، سیزده مقاله و یک پسگفتار تشکیل شده است. در پایان و پس از پسگفتار هم نویسندگان کتاب معرفی شدهاند.
مقالاتی که در کتاب «عکاسی و فلسفه» آمده عبارتاند از: «تصاویر شفاف: درباب ماهیت رئالیسم عکاسانه» نوشته کندال ال. والتون، «عکسها و شمایلها» نوشته سینتیا فریلند، «عکس در مقام مدرک» نوشته آرون مسکین و جاناتان کوهن، «حقیقت در عکاسی» نوشته اسکات والدن، «اعتبار استنادی و هنر عکاسی» نوشته باربارا ساوِدوف، «عکاسی و بازنمایی» نوشته راجر اسکروتن، «عکسها چگونه معنا میدهند: پاسخ کارتیه – برسون به اسکروتن» نوشته دیوید دیویس، «مقیاسهای زمان و فضا در عکاسی: ادراک به دو جهت اشاره دارد» نوشته پاتریک مِینارد، «دریافت صادق» نوشته دومینیک مکآیورلوپس، «منظره و طبیعت بیجان: بازنماییهای ساکن از صحنههای ساکن» نوشته کندال ال. والتون، «مسئله ستارگان سینما» نوشته نوئل کرول، «تصاویر شاهآرتوری: عکاسی و قدرت روایت» نوشته گرگوری کوری و «حقیقت برهنه» نوشته آرتور سی.دانتو. اسکات والدن، ویراستار و گردآورنده کتاب متولد ۱۹۶۱، استاد دانشگاه و پژوهشگر کانادایی حوزههای فلسفه هنر، فلسفه ذهن و فلسفه زبان است و تمرکز اصلیاش بر حوزه عکاسی است. او در بخشی از مقدمهاش نوشته: «تحولات رویداده در حوزه فلسفه زبان و فلسفه بازنمایی تصویری درک ما را از معنای متن و معنای تصویر ارتقا داده است. تکنولوژی عکاسی دیجیتال، با در اختیار گذاشتن امکان دستکاری تصاویر، جای فرایند نگاتیو/پوزیتیو سابق را گرفته و پرسشهای جدیدی را درباره صدق و کذب این رسانه مطرح کرده است. در عالم هنر، عکاسی از رسانهای حاشیهای که بر سر جلب احترام نهادهای مستقر میجنگید، به رسانهای بدل شده است که نه فقط در موزه هنر متروپولیتن دپارتمان خود را دارد بلکه دردانه هنرمندان آوانگارد هم شده است. در این میان، حساسیت ما نسبت به لزوم توجه تخصصی به مسائل اخلاقی مطرح شده در حرفههایی نظیر پزشکی و تجارت که با سوژههای انسانی سروکار دارند، بیشتر شده است و این تحول امکان لزوم همین توجه در کار حرفهای عکاسی را نیز پیش میکشد. با درنظرداشتن چنین تحولاتی، زمان برای بررسی مجدد مضامینی که منتقدان پیشرو مطرح کردهاند و نیز برای سنجش هشیارانه مسائل جدیدی که مطرح شده است، مناسب به نظر میرسد».
«کاشان، نگینی در حاشیه کویر ایران» نوشته اصغر کریمی از دیگر کتابهای نشر هنوز است که این نیز مدتی پیش منتشر شد. این کتاب دارای دو بخش است و در بخش اول به جغرافیای سرزمین کاشان پرداخته شده و در بخش دوم به مردمشناسی و فرهنگ مردم توجه شده است. بخش اول شامل سه فصل با این عناوین است: جغرافیای سرزمین کاشان، پیوندهای سیلک با خارج و تأثیرات خارجی بر آن، کاشان و سیلک از هخامنشی به بعد. دیگر فصلهای کتاب که در بخش دوم آمدهاند عبارتاند از: تداوم پویایی فرهنگ مردم کاشان، فنون سنتی کاشت، داشت و برداشت تنباکو، جلوههای غیرمادی فرهنگ سنتی، صنایع دستی کاشان. آنطورکه از عناوین فصلها برمیآید، میتوان گفت که در بخش اول به گستره جغرافیایی، سابقه تاریخی و جایگاه تمدنی کاشان توجه شده و در بخش دوم به مردمشناسی و فنون مختلف در دورههای تاریخی و صنایع دستی این شهر پرداخته شده است. در بخشی از کتاب که به تاریخ کاشان مربوط است، میخوانیم: «پژوهشهای باستانشناسان و مورخان درباره فرهنگ و تمدن ساکنان این خطه در فاصه زمانی بعد از تمدن پیش از تاریخ سیلک دوران ساسانیان و صدر اسلام، که حدود پانزده قرن میشود، اطلاعاتی به دست نمیدهند. ولی آتشکده نیاسر، آتشکده نطنز و آتشکده خرمدشت که در کنار چشمهها در دامنه ارتفاعات زاگرس قرار گرفتهاند، و بنای چهارطاقی ساسانی در دشت کاشان، دلایل گویایی بر وجود مراکز زیستی انسان در دوران قبل از اسلام، بهخصوص در دوره ساسانیان و پویایی فرهنگی غنی در این منطقه است. کتابهای نوشتهشده در قرنهای سوم و چهارم هجری اشاراتی به نام مکانهایی در این ناحیه و فرهنگ و تمدن مردمی دارند که در ناحیه قاسان یا قاشان میزیستهاند. گفته میشود که این واژهها همان معربشده کاسان یا کاشاناند که قبل از اسلام مصطلح بوده و به ناحیهای اطلاق شده که در حد فاصل اصفهان و قم قرار داشته است. با استناد به مستندات تاریخی، پس از فتح اسلام نیز زندگی در هفتادوهفت روستای این حوزه فرهنگی و جغرافیایی جریان داشته و پرداخت صدوپنجاه هزار درهم مالیات، نشانهای از پویایی، آبادانی و استقلال این ناحیه و جریان داشتن یک فرهنگ بومی قوی و غنی در آن بوده است. بزرگترین نقطه تمرکز انسانی این حوزه، یعنی همان شهر کنونی کاشان، در زمان حکومت آلبویه رشد قالتوجهی داشته و عنوان شهر به آن اطلاق شده است».
مروری بر زندگی، زمانه و سرودههای حسین منزوی
مارتین هایدگر و «فلسفهی تکنولوژی»
عشق آمده است تا زندگی را شرح کند.
عیدست و نوبهار و چمن سبز و خرمست ماییم و روی دوست که نوروز عالمست بابافغانی بهاران بر شما همراهان دیرین و همیشگی مرکز فرهنگی شهر کتاب خجسته باد. آرزومندیم که روزگار بر شما پرطراوت و دلخواه بگذرد و تندرستی قرینهی تام و تمام زندگیتان باشد. بهار ۱۴۰۴ فرخنده باد.
بهترین نویسندگان اسپانیایی، پیوند ناگسستنیِ مردم این کشور با ادبیات و دنیای کلمات را برای همهی انسانها در سراسر جهان تعریف و آشکار کردهاند.