img
img
img
img
img

مچ‌اندازیِ ارسطو با رواقیان

محدثه کمارجی

خانه‌ی اخلاق‌پژوهان جوان: اسم رواقیان را که می‌شنویم، ذهنمان اشتباهی می‌رود سمت فیلسوفانی که انزواطلب بوده‌اند و گوشه‌ای می‌نشستند تا زندگی بگذرد! حرف‌های رواقیان در باب اخلاق، شنیدنی است. اخلاق رواقی هم به درون توجه دارد، هم به محیط بیرونی. زیستن مطابق با طبیعت یکی از آموزه‌های کلیدیِ رواقیان است که در فلسفه‌ی اخلاق آن‌ها نیز خودش را نشان داده. کتابی که در ادامه گزارشی از آن را می‌خوانید، درباره‌ی توضیح اخلاق رواقی با تأکید بر همین اصل بنیادینِ رواقی است.

اخلاق رواقی و عصر مدرن

کریستوفر گیل در این کتاب، دفاع محکمی از اخلاق رواقی ارائه می‌­دهد. او چند سوءبرداشت­ رایج و بسیار قدیمی از مکتب رواقی را زیر سؤال می­‌برد و خوانشی که پیشِ روست، چه‌بسا برای برخی غیر­منتظره یا حتی بحث‌­برانگیز به نظر بیاید. از جمله، او مطرح می‌­کند که مکتب رواقی می‌تواند چیزهای زیادی را به اخلاق فضیلت مدرن ارائه کند و اخلاق رواقی در بسیاری از جهات، بسیار منسجم‌تر و متقن‌تر از اخلاق ارسطویی است. اگرچه بدون شک، این کتاب مورد توجه متخصصان فلسفه‌ی باستان است، اما چشم­‌انداز­ها و اهداف بسیار گسترده‌تری را برای مشارکت در مباحث اخلاق معاصر دارد. به این ترتیب، این کتاب ظرفیت این را دارد که مورد توجه مخاطبان فلسفه‌دوستِ بسیاری باشد.

این کتاب به سه بخش، تقسیم می­‌شود:

  1. ایده­‌های اصلی در اخلاق رواقی (فصل­‌های ۱ تا ۳)؛
  2. خوانش رواقی از رشد اخلاقی (فصل‌­های ۴ و ۵)؛
  3. نقشی را که ممکن است اخلاق رواقی در مباحث اخلاق معاصر ایفا کند، در هر­دو سطح مباحث آکادمیک اخلاق فضیلت و راهنمای زندگی جمعی و خودیاری، بررسی می‌­کند (فصل­‌های ۶ تا ۸).

در بخش اول، گیل موضاعاتی را مطرح می­‌کند که آن‌ها را ایده‌ی­ اصلی اخلاق رواقی می‌­داند. این ایده‌ها عبارت‌اند از این ادعا­ها:

  1. فضیلت، به‌تنهایی، برای سعادت ضروری است (فصل۱)؛
  2. بااین‌حال، دیگر چیز­ها (غیر از فضیلت) می‌­توانند ترجیح داده شوند یا نشوند (فصل۲)؛
  3. تعریف هدف زندگی به زیست مطابق با طبیعت ( فصل ۳ ).

گیل، در فصل اول، با استدلال بر این‌که اخلاق رواقی بسیار جذاب‌­تر از همه‌ی بدیل‌­های افلاطونی یا ارسطویی است، اخلاق رواقی را در تقابل با چارچوب اخلاق کلاسیک پیشین، معرفی می‌­کند. خصوصاً گیل می‌گوید این ادعای رواقی که «فضیلت به‌تنهایی برای سعادت، ضروری و کافی است»، بسیار منسجم‌­تر از خوانش اندکی مغشوشِ ارسطو است که فضیلت را در اولویت قرار می‌­دهد اما همچنان سعی می­‌کند تا نقشی هم برای خیرهای متعارف دست و پا کند (۶۲-۲۰). این مطلب در فصل دوم، در جایی پرورده می‌شود ­که (گیل) مطرح می‌­کند چگونه نظریه‌ی رواقی «لااقتضای» مرجح یا مردود، خوانش بهتری از نقش خیر­های متعارف در زندگی شاد بشر، ارائه می­‌دهد. در دیدگاه رواقی، چیز­هایی مانند سلامتی، ثروت و موقعیت اجتماعی، خیر­های اصیل نیستند اما در شرایط یکسان، بر اضداد خود اولویت دارند.

ادعاهای ریچل بارنی و تاد برنان مبنی بر این‌ است که بخش اصلی دیدگاه رواقی، بزرگنمایی لااقتضاهای مرجح است؛ اما گیل در این قسمت علیه این مدعیات به استدلال می‌­پردازد (۸۴-۸۰). فصل سوم، ارتباط میان اخلاق و طبیعت را بررسی می­‌کند، به‌ویژه در سایه‌ی این دیدگاه رواقی که «هدف زندگی بشر، باید زیستن در توافق با طبیعت باشد». گیل استدلال می‌­کند که اگرچه گاهی طبیعت برای گسترش بیشتر برخی دعاوی، وارد بحث می‌­شود، اما خوانش­‌های اصلی از دیدگاه رواقی، اساساً فقط بر دعاوی اخلاقی متکی ­است، بی آن‌که از طبیعت کمک بگیرد.

گیل در سراسر دفاعش از مکتب رواقی در­برابر انتقاداتی که اغلب مطرح می‌­شود، زبان صریحی دارد. دیدگاهی که او به‌طور خاص، مشتاقِ به‌چالش‌کشیدن آن است، مستلزم این دعاوی است: ۱ـ اخلاق رواقی وابسته به فیزیک رواقی است؛ ۲ـ فیزیک رواقی وابسته به تقدیرگرایی است، (که در اینجا) به عنوان نوعی مثبت­‌گرایی ابتداییِ جهان عدل‌محور به معنای «بهترین جهان ممکن» فهمیده شده است. گیل با نظر به ملاحظه‌ی اول، معتقد است که که تفسیر ادعا­های راجع‌به همبستگیِ متقابل دستگاه رواقی (منطق، فیزیک، اخلاق) به دلالت بر نوعی رابطه‌ی بنیادین که اخلاق را به متافیزیک وابسته می‌­سازد، خطا خواهد بود. هیچ شاهد آشکاری در منابع باستان وجود ندارد که هرگونه رده‌­بندی میان سه بخش فلسفه (رواقی) را توجیه کند. گیل می‌گوید هریک (از بخش‌­های فلسفه‌ی رواقی) دارای مبانی منحصربه‌فرد است، اما به‌واسطه بخش‌­های دیگر، پرمایه و غنی می‌­شود.

گیل درباره‌ی ادعای دوم استدلال می­‌کند که فهمِ تقدیرگراییِ رواقی به‌مثابه‌ی چیزی که ممکن است (یا ممکن نیست) در آینده اتفاق بیفتد و چیزی که ما نهایتاً هیچ علمی به آن نداریم، اشتباه است؛ بلکه باید به این موضوع، ‌از این زاویه نگاه کنیم که که تا چه اندازه طبیعتِ مقدر، ما را خوب به تکوین درآورده است تا برای پیشرفت و زندگی خوب، توانمندمان سازد. راهی که در آن طبیعت، اهمیتی را که به‌نحو مقدر برای ما قائل است بیان می‌­کند، در تکوین ما به شکلی است که کاملاً به خودمان و دیگران، علاقه­‌مند می‌شویم. انسان‌­ها ذاتاً حیوانات اجتماعی هستند و اگر طبق همین طبیعت‌شان زندگی کنند، امورشان به‌خوبی پیش خواهد رفت و مراقب یکدیگر هستند، به‌ویژه عزیزان‌شان. در این خوانش، به‌جای این‌که تقدیرگراییِ رواقی، ضعفی اساسی برای کل موضع فکری‌شان به حساب آید، به مبنایی برای کنش اخلاقی با رویکرد اجتماعی، بدل می‌­گردد.

اخلاق فضیلت معاصر الهام گرفته از ارسطو است و اگرچه تابه‌حال، تقریرهای دیگری گسترش یافته اما ارسطو کماکان نقطه‌ی عطف است. با تمام این اوصاف، اخلاق ارسطویی حاوی طیفی از مسائل حل‌نشده (اعم از) چند پایان نافرجام، ابهام و تنش­ یا ناسازگاری‌های درونی بر­ سر نقاط بسیار مهم است. در مقابل، اخلاق رواقی بسیار کارآمد­تر، قاعده­‌مندتر و منسجم‌تر در مفهوم و بیان موضوعات است. به این ترتیب، گیل استدلال می­‌کند که اخلاق رواقی برای اخلاق فضیلت معاصر باید بسیار جذاب‌‌تر از اخلاق ارسطویی باشد که دارای نقاط ضعف جدی است.

بخش دوم این کتاب، به بررسی خوانش رواقی از رشد اخلاقی می‌­پردازد. این بخش، متمرکز بر نظریه‌ی رواقی «تعلق» (فصل ۴) و خوانش آن‌ها از عواطف (فصل ۵) است.

نظریه‌ی «تعلق» نقشی کلیدی­ در اخلاق رواقی ایفا می­‌کند و مضمون اصلی، در سراسر خوانش گیل است. گیل می‌گوید که این نظریه، بیان روشنی برای ابعاد اجتماعی تفکر رواقی، ارائه می‌­دهد. این نظریه بیان می­‌دارد که همه‌ی حیوانات ــ ازجمله انسان ــ ذاتاً نگران بهروزی خود و فرزندان خود هستند. عشق والدین به فرزندان، آن‌طور که باید و شاید، یک غریزه‌ی طبیعیِ قابل‌مشاهده به‌صورت گسترده است که برای تفکر درباره‌ی روابط بین‌فردی، مبنایی را ارائه می‌­دهد. همچنین، این (نظریه) دیدگاهی را به‌ چالش می‌کشد که معتقد است «رواقی‌ها از گسست عاطفی از دیگران حمایت می‌کردند». گیل، در اینجا، ملاحظاتی را که مارتا نوسبوم و ریچارد سورابجی مطرح کرده‌اند، در نظر داشته است.

او در پاسخ، استدلال می‌­کند که هدف نهایی رواقی، خونسردی مطلق به‌جای اختلالات روان‌شناختیِ غیرمنطقی ــ مانند ترس و خشم ــ نیست، بلکه پرورش ذهن‌­آگاهی (یا همان عواطف مثبت) است. در این سیاق، گیل بر روی فقره‌ای مشهور از اپیکتتوس دست می­‌گذارد؛ از مفاد این قطعه چنین برمی‌­آید که مرگ کودک، نباید فرقی با شکستن کوزه‌ی موردعلاقه‌مان داشته باشد. گیل این قطعه را در پرتوی نسخه­‌ا­ی طولانی‌­تر در کتاب گفتمان تعبیر می‌­کند، با بیان این‌ نکته که هدف فقره‌ی طولانی‌­تر، به‌طور کلی، اذعان به ناپایداری همه‌چیز، بدون کاهش هیچ‌گونه احساس محبت نسبت‌به عزیزان است. فقره‌ی دیگر در کتاب گفتمان، حاکی از آن است که وقتی خود را برای کنارآمدن با ناپایداری تمرین می­‌دهیم، باید با موارد ساده مانند کوزه‌ی موردعلاقه شروع کنیم و سپس، به‌آرامی تا فقدان­‌های ناگوار­تر ــ مانند ازدست‌دادن فرد موردعلاقه ــ پیش برویم. به پیشنهاد گیل، نسخه‌ی بسیار فشرده در رساله‌ی انکریدیون، لازم است تا در مقایسه با این قطعات دیگر (مثل قطعات موجود در کتاب گفتمان) تفسیر شود.

در بخش سوم و پایانی این کتاب، گیل راه­‌های امروزیِ ارتباط با اخلاق رواقی را بررسی می‌­کند. تمرکز اصلی او در اینجا بر سهمی است که ممکن است مکتب رواقی در اخلاق فضیلت مدرن داشته باشد (فصل۶). بااین‌حال، او بررسی می‌­کند که این (مکتب) چگونه ممکن است در مباحث اخلاق زیست‌محیطی نیز اثر داشته باشد (فصل۷) و چگونه در سال‌های اخیر، عموم مردم که به‌دنبال رهنمود در مورد چگونه زیستن‌اند، به آن توجه کرده‌اند (فصل۸).

همانطور که گیل اشاره می­‌کند، اخلاق فضیلت معاصر الهام گرفته از ارسطو است و اگرچه تابه‌حال، تقریرهای دیگری گسترش یافته اما ارسطو کماکان نقطه‌ی عطف است. با تمام این اوصاف، اخلاق ارسطویی حاوی طیفی از مسائل حل‌نشده (اعم از) چند پایان نافرجام، ابهام و تنش­ یا ناسازگاری‌های درونی بر­ سر نقاط بسیار مهم است. در مقابل، اخلاق رواقی بسیار کارآمد­تر، قاعده­‌مندتر و منسجم‌تر در مفهوم و بیان موضوعات است. به این ترتیب، گیل استدلال می­‌کند که اخلاق رواقی برای اخلاق فضیلت معاصر باید بسیار جذاب‌‌تر از اخلاق ارسطویی باشد که دارای نقاط ضعف جدی است. یکی از این ضعف‌ها، چالش میان تصور زندگی عملی و نظری در اخلاق نیکوماخوسی ارسطو است، مسئله‌ای که در گزارش‌های پژوهشی هیچ سر­انجامی نداشته است. گیل با استناد بر گزارش دیوگنس لائرتیوس که «عامل عقلانی به‌نحو ذاتی مجهّزشده برای نظر و عمل است»، استدلال می‌­کند که رواقیان، صرفاً با تأکید بر زیست عقلانی، این مشکلات را دور می‌­زنند.

گیل بیان می­‌کند که نقطه‌قوت دیگرِ اخلاق رواقی، اهتمامش به جایگاه انسان در طبیعت است. رواقیان، طبیعت را یک نظام واحد، یکپارچه و خود­­کفا فرض می‌­کردند که انسان­‌ها اجزای متحد با آن هستند. این (فرض)، یک راه الهام‌­بخش برای تفکر پیرامون اخلاق زیست­‌محیطی با تمرکز بر بحران آب‌و­هوایی معاصر، ارائه می‌­دهد. مکتب رواقی در اینجا متوقف نشده، بلکه این تفکر زیست‌محیطی را به‌شکلی به اخلاق فضیلت پیوند می‌­دهد که نسخه‌های ارسطویی و سایر نسخه‌ها فاقد آن هستند. رواقیان به انسان‌­ها جایگاه ویژه­‌ای به‌عنوان عامل اخلاقی در طبیعت می­‌بخشند، اما با توجه به خوانش گیل، آن‌ها این نکته را عامل جدایی انسان‌ از سایر طبیعت در­نظر نمی‌­گیرند، بلکه به انسان‌­ها را موجودات عقلانی‌ای می‌دانند ممتاز، دارای نقش ویژه‌­ای در پیشبرد به­زیستی و شکوفایی سایر اَشکال زندگی و ثبات زیست­‌بوم به‌مثابه‌ی یک کل.

گیل در فصل آخر به‌دنبال مطرح‌کردن استقبال عمومی از مکتب رواقی است که در سال‌­های اخیر رونق یافته است. او برای ارائه‌ی ایده‌های رواقی به مخاطبان پرشمار، از طریق رویداد «هفت رواقی» و سایر فعالیت‌ها درباره‌ی کارهایی که او (و برای شفافیت کامل، من)، انجام ­­داده‌­ است، اظهار­نظر می‌کند. گیل در­­برابر منتقدانی که درباره‌ی مزیت‌­های مفروض پیروی از توصیه­‌های رواقی مردّد بوده‌اند، پاسخ‌های بسیار مثبتی را بیان می‌کند که مردم در مواجهه با ایده‌های رواقی داشته‌اند و تأثیر آن‌ها بر روان‌درمانیِ شناختی و اولین مطالعات کنترل‌شده‌ای که کارایی ایده‌های رواقی را برای درمان مشکلات روانی آزمایش می‌کنند. همه‌ی این‌ها «پشتیبانی قوی» از ایده‌ی اصلی گیل می‌­کند که مکتب رواقی رهنمود­های «قدرتمند و منسجم» برای داشتن یک زندگی اخلاقی و شاد، ارائه می‌­کند.

در این خلاصه‌ی کوتاه، به ناچار باید از جزییات زیادی بگذرم. کتاب (اصلی) شامل چندین بند از منابع دست‌اول عصر باستان است و حجم خوبی از مباحث اخلاق فضیلت معاصر را دارد. گیل تفاسیر خود را بر مبنای شناخته‌­شده­‌ترین کارهای پژوهشی موجود، بنا می‌­کند. آثار جولیا آناس و دنیل راسل، از مراجع پُرتکرار هستند و خوانندگانی که با آثار آن‌ها آشنایی دارند، از آنچه در اینجا به انتظار آن نشسته‌اند نیز احساس خوبی خواهند داشت.

كلیدواژه‌های مطلب:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه‌ترين مطالب اين بخش
  سنگ‌تمام سحابی در برگردان سلین

به مناسبت سالروز تولد جناب سلین

  رودکی نابغه‌ی اندرزگو

اگر رودکی کور مادرزاد بوده باشد، بنابر دلایل مستند باید یکی از بزرگترین نوابغ جهان باشد و این نبوغ و فراست او تا بدان پایه است که ارکان حکومت سامانی برای بازگردانیدن امیر بخارا به بخارا، از رودکی استمداد می‌کنند.

  مفت‌سواری دانشگاهی

منزلت علمی و فکری، مدرک و منصب نیست که خریده یا بخشیده یا غصب شود و چون نقل و نبات نثار خویشان و دوستان و هم مسلکان یا خودمان کنیم.

  آیا افلاطون درباره ادبیات مرتکب اشتباه شده بود؟

آیا ادبیات می‌تواند ما را نجات دهد؟

  آشنایی با مفهوم سوگ

هر کس که احساس می‌کند فقدان کسی یا چیزی زندگی‌اش را تغییر داده باید این موارد را به خاطر بسپارد.